دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١ - ٢/ ٢ دو بار بازگشت خورشيد براى امام
٥٧٥٣. امام صادق ٧ در زيارت امام على ٧: سلام بر تو، اى آن كه خورشيد برايش برگشت و بر شمعون در خلوص، برترى يافت.
٥٧٥٤. فتح البارى به نقل از عروة بن زبير: هنگامى كه خداوند به موسى ٧ فرمان داد كه بنىاسرائيل را حركت دهد، دستور داد تا تابوت يوسف ٧ را هم ببرد؛ ولىتابوت، پيدا نشد تا اين كه طلوع خورشيد، نزديك شد و او به بنى اسرائيل، وعده داده بود، كه آنان را به هنگام طلوع فجر، حركت دهد. بنا بر اين، از خدا خواست كه طلوع را به تأخير اندازد تا از كار يوسف ٧ فارغ شود، وخداچنين كرد.
٢/ ٢
دو بار بازگشت خورشيد براى امام
٥٧٥٥. امام على ٧: خداوند كه خجسته و والاست، خورشيد را دو بار براى من برگرداند وبجز براى من، براى هيچ كس از امّت محمّد ٦ خورشيد را برنگرداند.
٥٧٥٦. المناقب، خوارزمى به نقل از مجاهد: به ابن عبّاس گفته شد: درباره على بن ابى طالب، چه مىگويى؟
گفت: به خدا سوگند كه از يكى از دو ثقل[١]، را ياد كردى كه به دو شهادتْ سبقت جست، بر دو قبله نماز گزارد، دو بار بيعت كرد، دو سِبط به او داده شد و او پدر سبطين، حسن و حسين ٨ است، خورشيدْ دو بار پس از آن كه بر جن و انس غروب كرد، برايش برگشت و دو بار، شمشير از نيام كشيد. او صاحب دو يورش
[١] در حديث نبوى آمده است:« من، دو چيز گرانبها در ميان شما بر جا مىگذارم: كتاب خدا و عترتم». از آن جا كه به هر چيز خطير و ارزشمند،« ثَقَل» گفته مىشود، پيامبر ٦ آن دو را براى بزرگداشت قدر و عظمت شأنشان« ثقلين» ناميد.( م)