دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩ - ٢/ ١ كسى كه خورشيد برايش بازگشت
سپس ايستاد و نماز گزارد. هنگامى كه از نمازْ فارغ شد، خورشيدْ پنهان شد وستارهها طلوع كردند. اين، [همان] كلام خداى عز و جل است كه: «و سليمان را به داوود بخشيديم. چه نيكو بندهاى! به راستى، او توبهكار بود. هنگامى كه [طرف] غروب، اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند، [سليمان] گفت: به راستى كه من دوستىِ اسبان را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم، تا [هنگام نماز گذشت و] خورشيد در پس حجاب ظلمت شد. [سپس گفت:] خورشيد را نزد من باز گردانيد. پس، شروع كرد به دست كشيدن بر ساقها و گردنها».
٥٧٥١. فتح البارى به نقل از ابن عبّاس: على ٧ به من فرمود: «درباره كلام خداوند متعال در حكايت سليمان ٧: «خورشيد را نزد من بازگردانيد»، چه شنيدهاى؟»
گفتم: كعب به من گفته است كه: چهارده اسب بودند كه [سليمان ٧] به بررسىآنها مشغول شد [و] خورشيد، پيش از آن كه وى نماز عصرش را بخواند، غروب كرد. پس، دستور داد كه اسبان را برگردانند و با شمشير، بر گردن وپاى آنها زد و آنها را كشت و خداوند، چهارده روز پادشاهىاش را از او گرفت؛ چون با كشتن اسبها، به آنها ستم كرده بود.
على ٧ فرمود: «كعب، دروغ گفته است. سليمان مىخواست با دشمنانشبجنگد كه سان ديدن از سواران، او را مشغول ساخت تا آن كه خورشيد، غروب كرد. به فرشتگان موكّل بر خورشيد، به اذن خدا گفت: آن را براىمن برگردانيد. و آنان، خورشيد را برگرداندند تا اين كه وى نماز عصر را دروقت آن خواند. پيامبران خدا ستم نمىكنند و به ستم، فرمان نمىدهند».
٥٧٥٢. المناقب، ابن شهر آشوب: به طريقهاى فراوان، از ابن عبّاسْ نقل شده كه خورشيد، جز براىسليمان (وصىّ داوود)، يوشع (وصىّ موسى) و على بن ابى طالب (وصىّمحمّد) كه درود خدا بر همه آنان باد برنگشته است.