دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥١ - ٨/ ٢ خوددارى مردم از دشنامگويى به او
پس، اى مردم! هر گاه دعا كردم، شما آمين بگوييد. خدا رحمتتان كند!
آن گاه خواهم گفت: خداوندا! تو و فرشتگان و پيامبرانت و همه خلقَت بر تجاوزگرِ آن دو به ديگرى، لعنت بفرستيد و گروه تجاوزگر را لعن كنيد. خداوندا! آنان را بسيار لعن نما! خدا، رحمتتان كند! آمين بگوييد.
اى معاويه! بر اين گفتههايم نه مىافزايم؛ نه يك كلمه از آن كم مىكنم،[١] اگر چه كشته شوم.
معاويه گفت: در اين صورت، تو را معذور مىداريم، اى ابو بَحر!
٦٣١٣. أنساب الأشراف به نقل از اعمش: عبد الرحمن بن ابى ليلى را ديدم كه حَجّاج، او را نگه داشته بود و مىگفت: دروغگويان (يعنى على و عبد اللّه بن زبير و مختار بن ابى عُبَيد) را لعن كن.
[عبد الرحمن] گفت: خداوند، دروغگويان را لعنت كند! آن گاه گفت: علىُ بن ابى طالب، عبد اللّهُ بن زبير و مختارُ بن ابى عبيد. وقتى ديدم عبد الرحمنْ آنان را در كلامش مبتدا قرار داد و با اعرابِ رفع خواند، فهميدم كه وى آنان را لعن نكرده است.
٦٣١٤. الأذكياء: حَجّاج، عبد الرحمن بن ابى ليلى را كتك زد و در برابر مردم سرِ پا نگه داشت و در كنارش، مردى بود كه وى را تشويق مىكرد و مىگفت: على را لعن كن.
عبد الرحمن گفت: خداوندا! دروغگويان را لعن كن.
آن گاه، سكوت كرد و آهى كشيد و گفت: على بن ابى طالب! سپس سكوت كرد و پس از آن گفت: مختار و ابن زبير!
٦٣١٥. الطبقات الكبرى به نقل از سعد بن محمّد بن حسن بن عطيّه: سعد بن جُناده به كوفه نزد على بن ابى طالب ٧ آمد و گفت: اى امير مؤمنان! برايم پسرى به دنيا آمده است؛ او را نامگذارى كن.
على ٧ فرمود: «اين، عطيّه خداوند است».
لذا عطيّه[٢] ناميده شد. مادر او كنيزى رومى بود.
عطيّه به همراه ابن اشعث، عليه حَجّاج، خروج كرد. وقتى سپاه ابن اشعثْ شكست خورد، عطيّه به فارس گريخت.
حَجّاج به محمّد بن قاسم ثقفى نوشت: «عطيّه را فرا بخوان. اگر على بن ابى طالب را لعن كرد [كه رهايش مىكنى]، و گرنه به او چهارصد شلّاق بزن و موى سر و ريشش را بتراش».
[محمّد بن قاسم،] وى را فرا خواند و نامه حَجّاج را برايش خواند. عطيّه از لعن على ٧
[١] برخى روايت كردهاند كه گفت: حرفى بر آن نمىافزايم و حرفى از آن، كم نمىكنم.
[٢] وى عطيّة بن سعد بن جناده عوفى، از بزرگان تابعيان و اوّلين كسى است كه به همراه جابر بن عبد اللّه انصارى، قبر امام حسين ٧ را زيارت كرد.