دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٣ - ١/ ١ دوست داشتن على، دوست داشتن خداست
من است و شمن من، دشمن خداست. بَدا به حال كسى كه پس از من با تو دشمنى ورزد!».
٥٨٨٦. پيامبر خدا ٦: هر كس على را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر كس مرا دوست بدارد، خداوند را دوست داشته است. هر كس با على دشمنى ورزد، با من دشمنى ورزيده و هر كس با من دشمنى ورزد، با خداوند دشمنى ورزيده است.
٥٨٨٧. پيامبر خدا ٦: هر كس على را دوست بدارد، خداى متعال را دوست داشته و هر كس على را دشمن بدارد، خداى متعال را دشمن داشته است.
٥٨٨٨. الأمالى، طوسى به نقل از سلمان: على را هميشه دوست داشتهام؛ چرا كه ديدم پيامبر خدا بر ران او مىزد و مىفرمود: «دوستدار تو دوستدار من است و دوستدار من، دوستدار خدا. دشمن تو دشمن من است و دشمن من، دشمن خداى والا».
٥٨٨٩. پيامبر خدا ٦: در روز بدر، هنگامى كه جنگْ پايان يافته بود، نشسته بودم كه جبرئيل ٧ بر من فرود آمد و گفت: «اى محمّد! خداوند والا بر تو سلام مىفرستد و به تو مىگويد: به خودم سوگند ياد كردهام كه محبّت على را در دل كسى قرار ندهم، مگر آن كه وى را دوست داشته باشم.
پس، كسى را كه دوست بدارم، محبّت على را در دلش قرار مىدهم و كسى را كه دشمن بدارم، كينه و دشمنى على را در او مىنهم».
٥٨٩٠. الأمالى، طوسى به نقل از انَس بن مالك: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود: «اى انس! آيا على را دوست دارى؟».
گفتم: اى پيامبر خدا! به خدا سوگند، او را دوست دارم، به خاطر آن كه تو او را