دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٥ - ١١ مغيرة بن شعبه
استادمان،[١] ابو عبد اللّه بصرىِ متكلّم كه خداىْ رحمتش كناد، از نصر بن عاصم ليثى، از پدرش روايت كرد كه: به مسجد پيامبر خدا آمدم، كه ديدم مردم مىگفتند: از خشم خدا و پيامبرش، به خدا پناه مىبريم!
گفتم: چه شده است؟
گفتند: هم اكنون، معاويه برخاست و دست ابو سفيان را گرفت و هر دو از مسجدْ خارج شدند، كه پيامبر خدا فرمود: «خداوند، اين پيرو و پيشرو را لعنت كند! چه روزهايى از دست معاويه كَپَلگُنده بر امّت من خواهد گذشت!».
استادمان [همچنين] گفت: علاء بن حُرَيز قُشَيرى روايت كرده است كه: پيامبر خدا به معاويه فرمود: «اى معاويه! تو بدعت را سنّت، و بدى را خوبى خواهى شمرد. خوراكت بسيار و ستمت گسترده خواهد بود ...».
١١. مغيرة بن شعبه
ابراهيم بن هلال، نويسنده الغارات، از ابو صادق، از جندب بن عبد اللّه گزارش كرده است كه: نزد على ٧ از مُغَيرة بن شُعبه و علاقهاش به معاويه سخن به ميان آمد. فرمود: «مغيره كيست؟ اسلام آوردن او به خاطر هرزگى و خيانتى بود كه در حقّ شمارى از افراد خاندانش مرتكب شده بود.
او آنان را كشت و با آنان درگير شد (حديث ٦٢٦١). آن گاه از آنان گريخت و به عنوان پناهنده به اسلام، نزد پيامبر ٦ آمد. سوگند به خدا، از زمانى كه اسلام آورده، كسى از او فروتنى و افتادگى نديده است.
آگاه باشيد كه پيش از قيامت، در قبيله ثقيف، فرعونهايى ظهور خواهند كرد كه از حق، كناره مىگيرند و آتش جنگ را مىافروزند و از ستمكاران، پشتيبانى مىكنند.
[١] گوينده اين تعبير، در تمام اين مقاله، ابن ابى الحديد است.( م)