دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣١ - ٥/ ١٣ وليد بن عقبه
٦٢١٩. تاريخ دمشق در توصيف وليد بن عقبه: پدرش از شيطانهاى قريش بود كه پيامبر خدا در جنگ بدر، او را اسير كرد و گردن زد.
وليد، همان فاسقى است كه خداوند عز و جل دربارهاش مىفرمايد: «آيا كسى كه مؤمن است، چون كسى است كه فاسق است؟ البته يكسان نيستند»».
٦٢٢٠. امام على ٧: زنِ وليد بن عقبه پيش پيامبر ٦ آمد و گفت: اى پيامبر خدا! وليد، مرا مىزند. پيامبر ٦ فرمود: «به وى بگو كه پيامبر خدا مرا در پناه خود گرفته است».
چندى نگذشت كه زن برگشت و گفت: [پس از شنيدن پيغام شما] مرا بيشتر كتك زد.
پيامبر ٦ قطعهاى از لباسش را جدا كرد و به آن زن داد و فرمود: «به وى بگو كه پيامبر خدا مرا در پناه خود گرفته است».
مدّتى نگذشت كه زن، بار ديگر برگشت و گفت: [پس از شنيدن پيغام شما و ديدن نشانه شما] مرا بيشتر زد.
پيامبر خدا، دستش را بلند كرد و دو بار گفت: «بار خدايا! خودت به حساب وليد برس. او با من مخالفت كرد».
٦٢٢١. الغارات در توصيف وليد بن عقبه: وى همانى است كه خداوند در كتابش او را «فاسق (نابهكار)» ناميد و يكى از چند جوانى است كه پيامبر ٦ به آنان وعده آتش داد.
وى در برابر اين سخن پيامبر ٦ كه درباره على ٧ فرمود: «اگر از وى پيروى كنيد، او را هدايتگرِ هدايتشده خواهيد يافت كه شما را به راه راست خواهد برد»، شعرى سرود و كلام ايشان را رد كرد. او چنين سرود: