دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨١ - ٧/ ١ ٣ ممنوعيت ياد كردن از او به نيكى
ضميمه كند و مجبور بود كه بگويد: يكى از اصحاب پيامبر خدا براى من حديث كرد يا بگويد: مردى از قريش برايم نقل كرد بعضى هم مىگفتند: ابو زينب، برايم حديث كرد.
٧/ ١ ٣ ممنوعيت ياد كردن از او به نيكى
٦٢٥٧. الاحتجاج: معاويه به ابن عبّاس گفت: ما به همه جا نامه نوشتهايم و از ذكر فضايل على و خانوادهاش منع كردهايم. تو هم زبانت را نگه دار.
ابن عبّاس گفت: اى معاويه! آيا ما را از خواندن قرآن، نهى مىكنى؟
گفت: نه.
ابن عبّاس گفت: آيا ما را از تأويل قرآن، نهى مىكنى؟
گفت: آرى.
ابن عبّاس گفت: پس، قرآن را بخوانيم و از مقصود خداوند در قرآن نپرسيم! آن گاه گفت: كداميك بر ما واجبتر است: خواندن قرآن، يا عمل كردن به آن؟
معاويه گفت: عمل كردن به آن.
ابن عبّاس گفت: چگونه به قرآن عمل كنيم، در حالى كه نمىدانيم منظور خداوند چيست؟
[معاويه] گفت: اين را از كسى بپرس كه آن را به غير آنچه تو و خاندانت تأويل مىكنيد، تأويل مىكند.
ابن عبّاس گفت: خداوند، قرآن را بر خاندان من نازل كرده است. از آل ابو سفيان درباره آن بپرسم؟! اى معاويه! آيا ما را از اين كه خداوند را با حلال و حرام قرآن پرستش كنيم، باز مىدارى؟ اگر امّت اسلامى درباره آن نپرسند تا بدانند، هلاك خواهند شد و اختلاف خواهند كرد.
معاويه گفت: قرآن را بخوانيد و تأويل كنيد؛ ولى از آنچه خداوند درباره شما نازل كرده است، چيزى نقل نكنيد و جز آن را نقل كنيد.
ابن عبّاس گفت: خداوند در قرآن مىفرمايد: «مىخواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند؛ ولى خداوند نمىگذارد، تا نور خود را كامل كند، هر چند كافران را خوش نيايد»».