دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٩ - ٧/ ٣ ٢ فرمان به دشنام گفتن به او و بيزارى جستن از وى
كردند، تو نيز همان كار را انجام بده"».
٦٢٧٠. امام على ٧: آگاه باشيد كه به شما لعن كردن من و دروغگو شمردن من، پيشنهاد خواهد شد.
هر كه از روى اكراه و به اجبارْ مرا لعن كند و خدا مىداند كه او مجبور بوده است، من و او، با هم نزد محمّد ٦ خواهيم رفت؛ و هر كه زبانش را نگه دارد و مرا لعن نكند، به اندازه بُرد يك تير و يا به اندازه بُرد ديد چشم، از من پيشى خواهد گرفت؛ و هر كه مرا از روى خرسندى لعن كند، عذرى بين او و خداوند نخواهد بود و هيچ حجّتى پيش محمّد ٦ نخواهد داشت.
بدانيد كه روزى، محمّد ٦ دست مرا گرفت و فرمود: «هر كه با اين پنج تا بيعت كند و آن گاه در حالى بميرد كه تو را دوست دارد، راه خود را [درست] طى كرده است؛ و هر كه بميرد، در حالى كه تو را دشمن مىدارد، به مرگ جاهلى مرده است و بر هر عملى هم كه در اسلام انجام داده، مؤاخذه مىشود».
٧/ ٣ ٢ فرمان به دشنام گفتن به او و بيزارى جستن از وى
٦٢٧١. المناقب، ابن شهر آشوب: طبق آنچه نزد اهل علم، ثابت شده است، ريشه دشنام گفتن به وى اين است كه معاويه فرمان داد تا او را بر منبرها لعن كنند.
ابن عبّاس در اين باره با معاويه حرف زد.
معاويه گفت: هرگز! اين مربوط به دين است (!) و نمىشود آن را ترك كرد. آيا او نسبت به پيامبر خدا، متقلّب و نسبت به ابو بكر، بدگو و نسبت به عُمَر، سرزنشگر و نسبت به عثمان، خواركننده نبود؟!
ابن عبّاس گفت: آيا على را بر منبرها دشنام مىگويى، در حالىكه وىآنها (منبرها) را با شمشير خود بر افراشت؟