دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٦ - بحثى درباره خبرهاى امام از امور غيبى
كتاب قابل اعتمادى نقل نشده است؛
و چه بسيار خبرهاى غيبىاى كه به همين شكل، جريان يافته است كه اگر بخواهيم همه آنها را بياوريم، دفترهاى بسيارى را بايد پر كنيم. كتابهاى سِيَر، به طور مشروح در برگيرنده اين قبيل امورند.[١]
ابن ابى الحديد در دنباله شرح خطبه ٣٧، ذيل عنوان «اخبارى كه درباره آگاهى امام على ٧ به امور غيبى وارد شده است» نيز گفته است:
ابن هلال ثقفى در كتاب الغارات [به نقل] از زكريّا بن يحيى عطّار، از فضيل، از محمّد بن على آورده است كه او گفت: هنگامى كه على ٧ گفت: «پيش از آن كه مرا از دست بدهيد، از من بپرسيد. به خدا سوگند، از من درباره گروهى كه صد نفر را گمراه و صد نفر را هدايت مىكند، نمىپرسيد، مگر آن كه شما را از پيشبرنده و رهبر آن، خبر خواهم داد»، مردى برخاست و گفت: به من از شمار موهاى سر و ريشم خبر بده.
على ٧ به وى گفت: «سوگند به خدا، دوست من [پيامبر خدا] به من گفته است كه بر هر تار موى سر تو، فرشتهاى است كه تو را نفرين مىكند و بر هر تار موى ريش تو، شيطانى است كه تو را گول مىزند. در خانه تو كودكى است كه پسر پيامبر خدا را مىكشد».
پسر آن مرد، قاتل حسين ٧ بود كه در آن روز، كودكى بود و چهار دست و پا راه مىرفت. وى سنان بن انس نَخَعى بود.
*** محمّد بن اسماعيل بن عمرو بَجَلى، روايت كرده است كه: عمرو بن موسى وجيهى، از منهال بن عمرو، از عبد اللّه بن حارث، خبر داد كه على ٧ بر روى منبر گفت: «هيچ كس به حدّ تكليف نرسيده، مگر آن كه خداوند درباره او
[١] شرح نهج البلاغة: ج ٧ ص ٤٧ ٥٠.