دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٣ - ٨/ ٤ خوددارى از بيزارى جستن
سر بر تافت. محمّد بن قاسم چهارصد شلّاق به وى زد و سر و ريشش را تراشيد.
٨/ ٣ شهرى كه از دشنامگويى به او خوددارى ورزيد
٦٣١٦. معجم البلدان در توصيف شهر سِجِستان[١]: رُهَنى گفت: از همه مهمتر، اين كه على بن ابى طالب ٧ بر همه منبرهاى شرق و غرب، مورد لعن قرار گرفت و بر منبر اين شهر، جز يك بار، لعن نشد. مردم اين شهر به خواست بنى اميّه پاسخ ندادند و در پيمانشان [با حاكمان اموى، اين شرط را] افزودند كه در منبر آنان، هيچ كس لعن نشود و در شهرشان، جوجهتيغى و لاكپشتْ شكار نكنند. كدامين بزرگوارى، عظيمتر از خوددارى آنان از لعن برادر پيامبر خدا بر منبرشان است، در حالى كه بر منبر حرمين (مكّه و مدينه) لعن مىشد؟
٨/ ٤ خوددارى از بيزارى جُستن
٦٣١٧. تاريخ الطبرى به نقل از ابو مِخْنف، در بيان كشته شدن حُجْر بن عَدى و يارانش: فرستاده معاويه نزد آنان آمد، با اين پيام كه شش نفرشان آزاد و هشت نفرشان كشته شوند.
فرستاده معاويه به آنان گفت: به ما فرمان داده شده است كه بيزارى (برائت) جستن از على و لعن كردن وى را به شما پيشنهاد كنيم. اگر اين كار را انجام دهيد، شما را رها مىكنيم؛ و اگر انجام ندهيد، شما را مىكشيم؛ چرا كه امير مؤمنان [معاويه] چنين مىپندارد كه خونتان، به خاطر گواهى همشهريانتان عليه شما، براى او مباح است. با اين همه، او شما را بخشيده است. پس، از على بن ابى طالب، بيزارى بجوييد تا شما را آزاد بگذاريم.
آنان گفتند: بار خدايا! ما اهل چنين كارى نيستيم. [فرستاده معاويه] دستور داد كه قبرشان را بكنند و كفنهايشان را بياورند. آنان، همه شب را به نماز خواندن گذراندند.
وقتى صبح شد، ياران معاويه گفتند: اى جمع! ديشب شما را ديديم كه نماز طولانى خوانديد و دعاى نيكو به جا آورديد. به ما بگوييد كه نظرتان درباره عثمان چيست؟
گفتند: او نخستين كسى بود كه در قضاوت، ستم كرد و به غير حق، عمل كرد.
[١] سجستان به منطقهاى در خراسان بزرگ اطلاق مىشد كه از ديرباز معروف بود. در قديم به آن« رام شهرستان» مىگفتند. بين سجستان تا كرمان يكصد و سى فرسنگ فاصله است( معجم البلدان: ج ٣ ص ١٩٠).