دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٣ - سخنى درباره ناكام ماندن دشمنان امام
گونهاى كه بدعت ناشناختهاى كه به وجود آوردهاند، بر سنّتى كه مىشناسند، غالب مىگردد.
حَجّاج و كسانى نظير عبد الملك و وليد كه حَجّاج را زمامدار كرد و نيز ساير فرعونهاى اموىِ قبل و بعد اين دو، بر مخفى نگه داشتن خوبىها و فضايل على ٧ و فرزندان و شيعيانش و نيز پايين آوردن قدر و منزلت آنان، حريصتر بودند تا ساقط كردن قرائت عبد اللّه و ابىّ؛ چون آن نوع قرائتها موجب سقوط پادشاهى آنان و فساد كار و روشن شدن حالشان نمىشد، حالْ آن كه مشهور شدن فضل على ٧ و فرزندانش و نيز آشكار گشتن خوبىهاى ايشان، زوال قدرت آنان را در پى مىداشت و موجب تسلّط دوباره حكم كتاب خدا كه كنار نهاده شده بود بر آنان مىگشت.
از اين رو، آنان، هشيارانه در مخفى نگه داشتن فضايل على ٧ تلاش نمودند و مردم را بر پنهان كردن و پوشيده نگه داشتن آنها وا داشتند؛ ولى خداوند عز و جل تنها پرتوافشانى و درخشش شخصيّت او و فرزندانش و فزونى يافتن مِهر آنان و انتشار و فراوانى ياد آنان و روشنى نيرومندى استدلال آنان و ظهور برترى آنان و بالا رفتن اعتبار آنان و عظمت يافتن جايگاه آنان را اراده كرده بود، به گونهاى كه آنان به سبب اهانتهاى امويان، عزيز شدند و با به فراموشى سپرده شدن يادشان، زنده شدند و ... سرانجام، همه بدىهايى كه بدخواهان در حقّ على ٧ و فرزندانش اراده كرده بودند، به خير مبدّل گشت.
در نتيجه، از فضايل، ويژگىها، مزايا و سوابق على ٧، آن قدر به ما رسيده است كه پيشتازان، بر او در اين خصوصْ پيشى نگرفته و ارادهكنندگان، همپاى او نشده و جويندگان، به او نرسيدهاند و اگر آن فضايل، در شهرت، همپاى «قبله معيّن» نگشته بود و در فراوانى، چون «سنّت محفوظ» نبود، با توجّه به شرايطى كه توصيف كرديم، از پسِ روزگارى بِدين بلندى، يك حرف هم از آن همه فضايل به دست ما نمىرسيد.