فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٩٩ -       دلايل خوارج بر اينكه ارتكاب معاصى كفر است     
گيرد. آيه عام است و تمامى كسانى را كه نامه شان به دست چپشان داده مى شود، در بر مى گيرد. اگر خواسته باشيم آن را در قالب استدلال علمى طرح كنيم مى گوييم: مرتكب كبيره از جمله كسانى است كه نامه عملش به دست چپش داده مى شود و هر كسى كه داراى اين خصوصيت باشد در زمره آنهايى قرار دارد كه به خداوند بزرگ ايمان ندارند. پس نتيجه گرفته مى شود: مرتكب كبيره به خداوند بزرگ ايمان ندارد.
بررسى:
اين استدلال مبتنى بر آن است كه مراد از موصول در كلام خداوند (وَ أَمَّا مَنْ...) هر آن كسى باشد كه نامه اش به دست چپش داده مى شود، چه منكر باشد يا غير منكر تا مسلمانِ مؤمنى را كه مرتكب كبيره شده است نيز شامل شود، امّا مراد از موصول، قسم خاصى از اين طايفه است يعنى كسى كه منكر خداوند بزرگ است يعنى كسى كه خداوند را در مقام تكليف به يگانگى نمى شناسد. دليل بر اين مدعى، تعليلى است كه در آيه ديگر آمده است: (إِنَّهُ كَانَ لاَ يُؤْمِنُ بِاللهِ الْعَظِيمِ).[١] ذيل آيه قرينه است كه موصول باصله اش اختصاص به منكر دارد; نه به مؤمنى كه او به تمامى اديان ايمان دارد زيرا واضح است كه هر مرتكب كبيره، كافر به خداوند عظيم نيست و ارتكاب كبيره هم دليل بر عدم ايمانِ به خدا نيست چون ضرورت، بر بطلان آن حكم مى كند.
تعليلى كه در بعضى آيات آمده، مدعاى مزبور را تأييد مى كند كه نامه اعمال او از پشت سر داده مى شود كه به منزله دادن به دست چپ است چون صاحب آن به آخرت ايمان نداشته است. خداوند سبحان در اين باره مى فرمايد:
[١] حاقه: ٣٢ «او كسى بود كه به خداى بزرگ ايمان نداشت.»