فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧٩ -       دلايل ازارقه بر مشرك بودن معاصى     
مانندى براى خداوند سبحان قائل نشود ولى به پيامبران و كتابهاى آسمانى و آنچه كه خداوند سبحان نازل فرموده است كفر ورزد كافر مى شود ولى مشرك به حساب نمى آيد. روشنتر از او حال كسى است كه به خدا ايمان دارد و به آنچه كه خدا فرستاده كفر نورزيده است ليكن مغلوب نفس گشته و چيزى را كه خداوند حرام كرده، مرتكب شده است يا فريضه اى را كه خداوند سبحان واجب كرده، ترك نموده است.
با اين بيان، بطلان قول ازارقه كه مى گفتندتمامى معاصى شرك است و همچنين بطلان قول نجديه كه تمامى معاصى كبيره را شرك مى دانستند و معاصى صغيره را شرك نمى دانستند، آشكار مى گردد زيرا معيار شرك با مجرد ارتكاب معصيت چه صغيره و چه كبيره هماهنگى ندارد.
دلايل ازارقه بر شرك بودن معاصى:
ازارقه بر شرك بودن معاصى به آياتى چند استدلال كرده اند كه مهمترين آنها دو آيه است. اينك بيان آن:
١ - (وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا).[١]
بررسى:
ظاهر آيه مى گويد كه مشرك در زمره كسانى قرار دارد كه آنها «در گمراهى دورى گرفتار آمده اند». پس اگر فرض كنيم كه مرتكب كبيره از مصاديق اين ضابطه است، آيه دلالت ندارد كه او مشرك است زيرا ظاهر آيه آن است كه مشرك از مصاديقِ «در گمراهى دورى گرفتار آمده است» مى باشد; نه آنكه «هر
[١] نساء: ١١٦ «و كسى كه به خدا شرك بورزد در گمراهى دورى گرفتار آمده است.»