فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٦٥ -       آيا خوارج، انصار و شيعه على بودند؟     
دور شده بودند، رد مى كرد، گفت: «سخن حقى است كه باطل را از آن اراده كرده اند. آرى حكم تنها از آنِ خداست ليكن اينها مى گويند: فرمانروايى جز خدا نيست حال آنكه مردم را از حاكمى نيك رفتار يا بد كردار گزيرى نيست تا در سايه حكومت او مؤمن عمل خويش انجام دهد و كافر بهره خود برد و خداوند مدت را در آن به پايان رساند و توسط آن ماليات گرد آيد و با دشمنان پيكار شود و در سايه آن راه ها امن گردد و حق ضعيف از قوى باز ستانده شود تا نيكو كردار زندگى به آسودگى سر كند و از شر تبه كار در امان ماند.»[١]
آيا خوارج انصار و شيعه على بودند؟
خوارج خود را شيعه و انصار على(عليه السلام)مى دانند و مى پندارند كه آنها يك جريان مؤثّر و قوى در جنگ با ناكثين و قاسطين بوده اند و نيز معتقدند كه آنها بودند كه با افراد قبيله شان على را در دو جنگ يارى دادند. آنگاه از على شكوه سر دادند كه درباره انصار و اعوان خود انصاف را رعايت نكرده است چون آنها را بى گناه به قتل رساند.
ابو مسلم ناصر بن سالم بن عديم رواحى از جمله كسانى است كه اين شكوائيه را در قالب شعر ريخته و در قصيده اى بيان كرده است:
بدون جرم، خون مؤمنين را ريختى در تپه كوچك ريگزار بين دو كوه.
على به عنوان امير المؤمنين باقى ماند! گويا خون مؤمنان، خمور بود.
شنيديم كه شرك و نفاق را از آنان نفى كردى. پس بر كدام گناه ناشناخته اى آنها را كشتى؟!
مردم يا مؤمنند يا منافق و يا عده اى از آنان منكر خدا و كافرند.
و تو گفتى آنها نه منافق بودند و نه منكر خدا، اين حكم تو مشهور است.
[١] على يحيى معمر: الاباضية فى موكب التاريخ، الحلقة الثالثة ٢٨٤.