فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٦ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
مدينه ابوذر غفارى و مسلم جهنى و نافع بن حطام[١] را تبعيد كرد و از مردم كوفه، كعب بن ابى حلمه، ابو رحل وجاج و جندب بن زهير[٢] را تبعيد نمود و جندب همان كسى است كه ساحر وليدبن عقبه[٣] را كه وليد با او بازى مى كرد، كشت. همچنين عثمان، عمرو بن زيد بن صوحان[٤]، اسود بن ذريح، يزيد بن قيس همدانى، كردوس بن حضرمى و بسيار ديگرى از مردم كوفه را تبعيد كرد. از مردم بصره عامر بن عبدالله قشرى و مذعور عبدى را تبعيد كرد. در توانم نيست كه شمار تمامى مسلمانان تبعيد شده را برايت بازگويم.
از كارهايى كه او را بر آن نكوهش مى كنيم آن است كه او برادرش وليد بن عقبه را بر مردم حاكم كرد و او كسى بود كه با ساحران بازى مى كرد و در حال مستى با مردم نماز خواند و از دين خدا خارج شد. عثمان به خاطر قرابت، او را بر مسلمانان مهاجر و انصار امير كرد در حالى كه آنها حديث العهد به خدا و پيامبر و مؤمنان بودند.
از كارهاى كه او را بدان نكوهش مى كنيم گماشتن خويشانش بر بندگان خدا و دست به دست كردن بيت المال بين ثروتمندان است در حالى كه خداوند فرمود: «براى آنكه مال بين ثروتمندان دست به دست نگردد.»[٥] و او كلام خدا
[١] نافع بن حطامى هم ذكر شده است.
[١] جندب بن زهير ازدى: طبرى مى گويد كه او در صفين با على بن ابى طالب(عليه السلام)مى جنگيد و در آنجا كشته شد.
[١] وليد بن عقبه برادر مادرى عثمان بن عفان است. نقل شده كه او امير كوفه بود و نماز صبح را در حال مستى به جا آورد و به مردم گفت: اگر مايليد يك ركعت ديگر را هم اضافه مى كنم. عثمان وقتى از جريان با خبر شد به اجراى حد اقدام نكرد بلكه آن را به تأخير انداخت.(رجوع شود به: ابى قتيبه: الامامة و السياسة١/٣٦).
[١] زيد بن صوحان در جنگ جمل شهيد شد. ٥ . حشر: ٧.