فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٤ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
سختگير بود و با همان شيوه مؤمنان قبل از خود مردم را هدايت مى نمود و به كتاب خدا حكم مى كرد. خداوند پيروزيهايى را در دنيا نصيب او كرد كه به دو نفر ديگر از ياران قبلى او، نصيب نكرده بود. او مرد در حالى كه دين سربلند و كلمه اسلام متحد بود و مردم در صحنه ها حضور داشتند و مؤمنين گواهان خداوند در زمين بودند. خداوند نيز فرموده است: «ما شما را امت وسط قرار داديم تا بر اعمال مردم گواه باشيد و پيامبر بر اعمال شما گواه باشد.»[١] سپس مؤمنان با يكديگر به مشورت پرداختند و در نتيجه، عثمان را به خلافت برگزيدند. او آنچه را كه خدا مى خواست و مسلمان مى پسنديدند عمل مى كرد تا آنكه دنياى او زياد شد و خزاين زمين به طور بى سابقه اى بر او روى آورد.
آنگاه او اعمالى را مرتكب شد كه دو يار پيشين او از آن به كنار بودند و مردم هنوز پيامبرشان را از ياد نبرده بودند. مسلمانان وقتى بدعتهاى او را ديدند نزد او رفتند و با او صحبت كردند و كتاب خدا و شيوه خلفاى پيشين را به او يادآور شدند. خداوند مى فرمايد: «ظالمتر از آن كس كيست كه آيات پرودگار بر او خوانده شود و و او از آنها روى گرداند، ما از مجرمين انتقام مى گيريم.»(٢) عثمان مسلمانان را به خاطر آنكه آنها آيات الهى رابه او يادآور شده بودند، سفيه خواند و با آنها به تندى برخورد نمود. بعضى را زد و بعضى را زندانى و بعضى ديگر را تبعيد كرد تا ديگر نتوانند كتاب خدا و سنت پيامبر و شيوه خلفاى پيشين را به او يادآور شوند و حال آنكه خداوند مى فرمايد: «ظالمتر از آن كس كيست كه آيات پروردگار بر او خوانده مى شود و او از آن رو مى گرداند و فراموش مى كند آنچه را كه انجام داده است.»[٣]
[١] بقره: ١٤٣. ٢ . سجده: ٢٢. ٣ . كهف: ٥٧.