فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٨٤ -       نظر ديگرى درباره بنيانگذار     
ديگر مانند عبدالله بن اباض به مسائل سياسى و گير و دار با حكام دولت اموى، در ميدان سخن نه در ميدان جنگ مشغول بودند و بعضى هم مانند ابو نوح دهان به تدريس روى آوردند و جاى امام را گرفتند و نقش مدرس را ايفا كردند و به آن بسنده نمودند.[١]
نويسنده آنچه را كه به طور جزم ذكر نموده در تاريخ ثبت نشده است. چرا؟ چون به گمان غالب عبدالله بن اباض قبل از جابر مرده است و او در حال حيات جابر رهبرى گروه را بر عهده داشته است هر چند در تاريخِ وفات او اقوال مختلفى وجود دارد. يكى مى گويد او در سال ٨٠ مرده است و ديگرى مرگ او را در سال ٨٦ مى داند و سومى مى گويد كه مرگش در سال ١٠٠ در مغرب اتفاق افتاده و در جبل نفوسه دفن شده است. همين طور درباره وفات جابر نيز اقوال متفاوت است. اكثر نظرها بر آن است كه او در سال ٩٤ مرده است. بعضى از تاريخ نويسان مى گويند كه او در سال ١٠٤ از دنيا رفته است. بنابراين چگونه ممكن است عبدالله رهبر و سرپرست گروه پس از جابر باشد؟
از سخن دكتر رجب محمد عبدالحليم نيز استفاده مى شود كه عبدالله بن اباض قبل از جابر رهبر گروه بوده است. او مى گويد: قعده يا جماعت مسلمانان همان كسانى اند كه به جابر بن زيد پيوستند و پس از دوران عبدالله بن اباض تحت رهبرى او قرار گرفتند و اين زمانى بود كه آنها قدرت اين فقيه أزدى را كه با پشتيبانى أزد از آن برخوردار بود، دريافتند و اين قدرت به حدى بود كه حجاج اين خونخوار و آدمكش معروف وقتى از ارتباط او با اباضيه با خبر شد جرأت نكرد او را بكشد و تنها به تبعيد او به شهر عمان بسنده كرد و چيزى نگذشت كه او
[١] الاباضية بين الفرق الاسلامية ٢/١٣٥ ـ ١٣٦.