فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٣٤ - ٧ ـ تولى، تبرى، توقف     
برخورد كنيم.[١] و او(عليه السلام)فرمود: كمترين دشمنى با گناهكاران آن است كه با آنها با چهره خشمگين برخورد نماييم. از امام جعفر صادق(عليه السلام)نقل شده كه فرمود: براى مؤمن از غيرت همين بس كه وقتى با گناهكار رو به رو مى شود خداوند دشمنى با گناهكار را در قلب او بيابد.[٢]
دوستى و دشمنى از ظواهر و حالات نفسانى است كه در حال حيات، آثار آن در اعضا و جوارح آشكار مى گردد. برخورد با گناهكاران با چهره خشمگين از آثار اين حالات است. تا اينجا هيچ اشكالى نيست.
اما سخن جاى ديگرى است كه توجه به آن ضرورى مى نمايد و آن اينكه تبرّى از مسلمان گناهكار ذاتاً امر مطلوبى نيست بلكه هدف از آن، بازگرداندن گناهكار به ميدان طاعت و پيوند او با نيكان امت است. بنابراين تبرّى از مراتب امر به معروف و نهى از منكر بوده و وجوبش داير مدار شرايط آن است. يكى از شرايط آن اين است كه تبرى در مهار چموشى گناهكار و منع او از پيمودن مسير گناه، مؤثر باشد. به همين خاطر اسلام غيبت فاسق متجاهر را جايز مى داند و گاهى عيب گذاردن بر بدعت گذاران و مبالغه در آن را واجب مى شمارد. پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)مى فرمايد: چهار گروه غيبت ندارد: فاسقى كه به فسقش تجاهر مى كند، پيشوايى كه دروغ مى گويد و از احسانى كه نسبت به او مى كنى تشكر نمى كند و از خطايى كه مرتكب مى شوى چشم نمى پوشد و كسانى كه حرمت حريم مادر را پاس نمى دارند و كسانى كه از جمع امت خارج مى شوند و امتم را عيب مى گذارند و به رويشان شمشير مى كشند.[٢]
[١] و ٢ . حر عاملى: وسائل الشيعة ١١/٤٠٤ ـ ٤٠٩ ـ ٤١٣.
[١] حسين نورى: مستدرك ج٩، باب ١٣٤ از ابواب احكام العشرة، حديث ٢.