فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٩٩ - ديدگاه ديگرى درباره مفهوم خوارج     
و اصرار دارند كه منظور از خوارج، كسانى اند كه پس از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)از دين برگشتند و يا كسانى اند كه شورشهايى را بعد از خلافت على(عليه السلام)به وجود آوردند.[١]
على يحيى معمر مى گويد: امويان و شيعيان با تمام توان مى كوشند كه اين عنوان ـ عنوان خوارج ـ را پس از آنكه آن را به خروج از دين تفسير مى كنند به انقلابيونى نسبت دهند كه آنها با حِدّت و شدّت تمام، خواهان استقرار مبادى حقيقى خلافت بودند. شيعيان با توان علمى شان تلاش دارند كه خلافت را در خانواده على منحصر كنند همانگونه كه ديگر طماعان خلافت با مصالح سياسىِ كه در آن زمان داشتند، سعى مى كردند هاشمى بودن يا قريشى بودن يا عربى بودن را شرط خلافت قرار دهند. تمامى اين ديدگاه ها در مقابل ديدگاه پيروان عبدالله بن وهب راسبى قرار دارند. اين ديدگاه ايده آل، مسلمانان را در حقوق و واجبات، يكسان مى داند. «اِنّ اكرمكم عندالله اتقاكم»، «لا فضل لعربى على اعجمى الاّ بالتقوى».[٢]
بررسى:
پيامبر اكرم درباره خوارج به كلى گويى بسنده نكرد بلكه سركرده و رهبر آنها را مشخص كرد و به مردم نشان داد و محدّثان، آن را در صحاح و مسانيد خود نقل كردند و شيعه و سنى هر دو بر درستى آن اتفاق دارند و هيچ محدّث آگاهى نمى تواند آن را منكر شود يا سندهاى آن را مورد ترديد قرار دهد. پس درباره
[١] على يحيى معمر: الاباضية فى موكب التاريخ، الحلقة الاولى ٠٢٧
[١] «گرامى ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست»، «هيچ عربىِ بر عجمى برترى ندارد مگر به تقوا.»