فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٣ - فرقه دوم نجديه     
٢ ـ معاف داشتن قاعدين و مسلمانان ناتوان، از قيام;
٣ ـ حرمت كشتن كودكان;
٤ ـ وجوب ردّ امانات مخالفان;[١]
٥ ـ عدم نياز مردم به رهبر، يعنى مردم بايد همديگر را ارشاد نمايند و آنگاه اگر ديدند اين كار بدون هدايت رهبر ممكن نيست، مى توانند رهبر انتخاب نمايند.[٢]
٦ ـ دوستى با آن دسته از موافقانشان كه حد بر آنها واجب گشته و مرتكب جنايت گشته اند.
٧ ـ اگر كسى كوچكترين نگاهى به نامحرم كرد يا كوچكترين دروغى گفت و بدان اصرار ورزيد مشرك است (شايد اين درباره مخالفان آنها باشد) و اگر كسى زنا يا دزدى كرد و يا شراب نوشيد و آن را ادامه نداد، مسلمان است، در صورتى كه از همكيشان آنها باشد.[٣]
اين بود آراء و عقايد نجديه. در آينده در فصل جداگانه اى اين موضوعات را بررسى خواهيم كرد. در پايان، آنچه را كه ذكر كرديم دوباره تكرار مى كنيم: نجديه پس از نجده به سه فرقه تبديل شدند: نجديه، فديكيه، عطويه.[٣]
اين نشان مى دهد كه بسيارى ازاين فرقه ها، فرقه سياسى بوده اند; نه فرقه دينى.