فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٣ -       نامه نافع به خوارج بصره     
برگزيد. در طول اين سالها جنگ بين مهلّب و ازارقه ادامه داشت و بين اهواز و فارس در حال جنگ و گريز بودند تا آنكه بين ازارقه اختلاف افتاد و عبد ربّه كبير از قطرى جدا شد و با هفت هزار نفر به وادى جيرفت كرمان رفت و عبد ربّه صغير با چهار هزار نفر، قطرى را ترك كرده به ناحيه ديگرى از كرمان رفت و قطرى با ده هزار و اندى نفر در فارس باقى ماند. مهلّب در همانجا با او جنگيد و او را شكست داده به طرف كرمان عقب راند و به تعقيبش ادامه داد. در ناحيه كرمان دوباره با او درگير شد و در همانجا او را شكست داده به طرف رى عقب راند.
سپس به جنگ عبد ربّه كبير پرداخت و او را از بين برد و پسر خود، يزيد بن مهلّب را به سراغ عبد ربّه صغير فرستاد و او عليه عبد ربّه و يارانش وارد نبرد شد. از طرفى حجاج، سفيان بن ابرد كلبى را با سپاه بزرگى به جنگ قطرى كه از رى به طبرستان رفته بود، فرستاد و سفيان او را در همانجا به قتل رساند و سرش را نزد حجاج آورد. سفيان بن ابرد به تعقيب عبيد بن هلال يشكرى[١] كه از قطرى جدا شده و به قومس پناه گرفته بود، پرداخت و او را در حصار قومس محاصره كرد. سپس او و همراهانش را به قتل رساند. بدين سان خداوند زمين را از وجود ازارقه پاك گردانيد و خدا را بر اين كار سپاس.[٢]
در پايان مى گويم: از نامه ها و رساله هاى نافع برمى آيد كه اين مرد حافظ قرآن بوده و آن را تلاوت مى كرده است و اين ادعا را سخن سيوطى تأييد مى كند كه مى گويد: نافع بن ازرق وقتى ديد عبدالله بن عباس، پشت كعبه نشسته و مردم
[١] عبيده بن هلال يكى از افراد قبيله بنى يشكر بن وائل است.
[١] طبرى: تاريخ ٤/٤٧٦، جزرى: الكامل ٣/٣٤٩، ابن عبد ربه: العقد الفريد ١/٩٥ ـ ١٢١.