فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٦ - آيا تعصب قبيله  اى، اشعث را به مخالفت واداشته بود؟     
قبل از ورود به بحث، نظر خواننده را از زاويه ديگر به اين قيامها جلب مى كنيم. خوارج هر چند عليه سردمداران ظالم و فرومايه بنى اميه، اينجا و آنجا به صورت پراكنده و متفرق قيام كردند و خواب را از چشمان آنان ربودند و كيان آنان را تهديد كردند اما اينان نيز كيفر اعمالشان را چشيدند چون اينها امام و رهبر خود را نافرمانى كردند و امور را بر او دگرگون ساختند و هرج و مرج پديد آوردند. از اين رو سخن امام كه خطاب به آنان فرموده بود: «پس از من گرفتار ذلّتِ هميشگى و شمشير برّان مى شويد و ستمگران كشتن شما را شيوه خود قرار مى دهند» درباره شان راست آمد.[١]
كلام امام از آينده تاريك آنان خبر مى داد و اين گونه خبر دادن تنها از او شايسته بود. چگونه از او شايسته نباشد در حالى كه او باب علم پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)است. البته ابن ابى الحديد احتمال داده كه اين گونه پيشگويى، نفرين هم هست و مى گويد: اين، گفتگو با آنان و در عين حال نفرين بر آنان است و خبر از سرنوشت آينده آنهاست و چنين هم شد چون خداوند پس از آن، ذلّت هميشگى و شمشير برّان و ستم سلطان را بر آنان چيره كرد و همواره پايمال بودند تا خداوند به عمرشان پايان داد و بيشترشان را نابود گردانيد.
سپس ابن ابى الحديد چيزهاى زيادى درباره آنان ذكر مى كند و درباره مبارزه مهلّب بن ابى صفره و فرزندانش با خوارج كه نتيجه آن به مرگ حتمى و هلاكت شنيع خوارج انجاميد، سخن را به درازا مى كشد.
چون كتاب ما كتاب تاريخ عقايد است; نه تاريخ اقوام، به همين خاطر از نقل همه قيامهايى كه خوارج در زمانهاى مختلف و در مكانهاى گوناگون به آن
[١] رضى: نهج البلاغه، خطبه ٥٨.