فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٥ - آيا تعصب قبيله  اى، اشعث را به مخالفت واداشته بود؟     
در بحثهاى گذشته از مصيبتهاى حكميت و پيامدها و نتايجى كه براى سپاه امام در بر داشت، آگاه شديد. حكميّت، سپاه را پراكنده كرد و جمعشان را متفرّق ساخت و در نتيجه، دوستان به دشمنان و اعوان به اعداء تبديل شدند تا جايى كه آنان را به جنگ خونين عليه رهبرشان، امير المؤمنين واداشت و تا او را غافلگيرانه و مكارانه به شهادت نرساندند، از پا ننشستند. بذر اين فتنه را معاويه در سپاه امام پاشيد و متوجه نبود كه اين بذر در آينده رشد مى كند و خارهايى بر سر راه خود او مى شود و او را تا بيست سال (يعنى تا سال هلاكتش) به خود مشغول مى دارد. از اين رو آنچه كاشته بود، درويد و در چاهى كه خود كنده بود افتاد. ما در بحث آينده، جنگها و شورشهايى كه در دروه زمامدارى معاويه يعنى بين سالهاى ٤١ تا ٦٠ اتفاق افتاد، اشاره خواهيم كرد.
البته شورشهاى خوارج با هلاكت معاويه پايان نيافت بلكه پس از هلاكت او تا پايان دوران زمامدارى امويان ادامه يافت. اما ما به آنچه كه در زمان معاويه و اندكى پس از آن اتفاق افتاد، بسنده مى كنيم تا نمونه و مثالى از براى انقلاب و شورشهايى باشد كه خوارج در اواخر عصر اموى به وجود آوردند. بدين ترتيب آنان (بنى اميه) مصداق اين سخن خداوند متعال قرار گرفتند: (أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ).[١]
[١] تغابن: ٥ «آيا حكايت كسانى كه قبل از اين كافر شدند به شما نرسيده است كه به كيفر اعمالشان گرفتار آمدند و در آخرت عذاب دردناك برايشان مهياست.»