دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٩٧
خالد بن معدان طائى
از فضلاى تابعين اهل صلاح و درستكارى و در پيروى از امير المؤمنين على (ع) اهتمام داشته است. هنگامىكه «خرّيت بن راشد ناجى١» همراه قوم خود بنى ناجيه شورش كرد، امير المؤمنين على (ع) ابتدا زياد بن حفصه را به سركوبى آنها فرستادند و سپس معقل بن قيس را به اين كار مأموريت دادند. امام آنگاه به ابن عبّاس٢ چنين نوشتند: «امّا بعد؛ پس مردى كه با صلابت و دلاورى و معروف به شايستگى باشد، به فرماندهى دو هزار تن از اهل بصره بفرست تا به معقل بن قيس پيوندد و چون از بصره خارج شود امير و فرماندهى ياران خود باشد تا به معقل برسد، وقتى به معقل رسيد او فرماندهى هر دو گروه خواهد بود بايد كه از او بپذيرد و فرمانبردارى كند و مخالفتش ننمايند...» ابن عبّاس براى اين مأموريت خالد بن معدان را برگزيد، و خالد طبق دستور عمل كرد.
خالد بن معدان از بعضى صحابه همچون ابن عبّاس و زاذان و معاذ بن جبل روايت كرده است٣.
-*- گفتهاند كه خالد هنگام ورود اسيران اهل بيت (ع) و سرهاى مطهّر
شهيدان به شام اين ابيات را در رثاى شهدا سروده است:
جاؤوا برأسك يابن بنت
محمّد ***** مترّ ملا بدمائه ترميلا
و كأنّما بك يابن بنت محمّد ***** قتلوا جهارا عامدين رسولا
قتلوك عطشانا و لما يرقبوا ***** فى قتلك التنزيل و التأويلا
و يكبّرون بأن قتلت و انّما ***** قتلوا بك التكبير و التهليلا٤
اى پسر دختر پيامبر (ص) سرت را غرق در خون آوردند. گويى با كشتن
تو، آنان آشكارا پيامبرت را كشتهاند.
تو را تشنه كشتند و در قتل تو پروايى از قرآن و از تنزيل و تأويل نداشتند.
آنانكه تو را كشتهاند، براى كشتنت تكبير مىگويند، حقيقت اين است كه با قتل تو تكبير - اللّه اكبر - و تهليل - لا اله الاّ اللّه - را كشتهاند.