دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٤٧
١٧ - و به يغرف المنافق
إذ كا ***** نت له في فؤاده بغضاء
١٨ - و لعمري من أوّل الأمر لا تخفى ***** على ذي البصيرة السّعداء١
١٣ - يونس در سختى و نوح در طغيان آب، بر شما پناه آورده و به نام
شما استغاثه كردند.
١٤ - ايوب نيز، به نام شما اهل بيت توسل كرد، و بدىها را از خود برطرف نمود.
١٥ - شگفتا، اين چه بزرگى و مناعتى است كه دشمنان و دوستان آن را نقل كردهاند.
١٦ - كدامين افتخار، با اين فخر برابرى مىتواند كند، كه همهى انبياء (ع) به ولاى اين خاندان دل سپردهاند؟
١٧ - هر منافقى با نشان دشمنى خاندان على (ع) شناخته مىشود، همان دشمنى كه در دل دارد.
١٨ - به جان خودم سوگند، كه از اوّل روزگار، اين سعادت بر هيچ اهل بصيرتى مخفى نبوده است.٢
*** قصيدهاى بالغ بر ٨٠ بيت دارد كه خالى از حرف الف است و در مدح
اهل بيت (ع) سروده است كه ابياتى از آن را نقل مىكنيم:٣
١ - وليّي عليّ حيث كنت
وليّه ***** و مخلصه بل عبد عبد لعبده
٢ - لعمرك قلبي مغرم بمحبّتي ***** له طول عمري ثمّ بعد لولده
٣ - و هم مهجتي هم منيتي هم ذخيرتي ***** و قلبى بحبيّهم مصيب لرشده
٤ - و كلّ كبير منهم شمس منبر ***** و كلّ صغير منهم شمس مهده
٥ - و كلّ كمي منهم ليث حربه ***** و كلّ كريم منهم غيث و هده
٦ - بذلت له جهدي بمدح مهذّ ***** ببليغ و مثلي حسبه بذل جهده
٧ - و كلّفت فكري حذف حرف مقدّم ***** على كلّ حرف عند مدحي لمجده
١ - پيشوا و ولىّ من على (ع) است، من هر كجا كه باشم يار و مخلص
بلكه بندهى بندهى او هستم.
٢ - سوگند به جانم، كه در تمام زندگانىام مهر او را و سپس محبّت خاندان و فرزندانش را در سينه دارم.
٣ - ايشان خون دل من، و آرزوى ذخيرهى اعمال من هستند و دل من به هدايت ايشان به رشد و صواب نائل شده است.
٤ - بزرگان اين خاندان، آفتاب منابرند، و كودكانشان در گهواره، همانند خورشيد تابانند.
٥ - دلاورانشان چون شير در بيشه، و هر كريم و بخشنده كه در اين خاندان هست، مانند بارانى است كه بر زمينهاى خشك مىبارند.
٦ - من كوشش خود را در مدح مهذّب و بليغ اين خاندان به كار بردم، و اين تلاش براى من بسنده و كافى است.
٧ - من در اين چكامه كوشيدم حرف مقدم الفبا را (الف) را از شعرم بپيرايم چراكه مىخواهم مجد يگانهى اينها را به سلك نظم درآورم.