دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٢١
١٨ - إذا لم تكونوا
فالحياة منّية ***** و لا خير فيها و البقاء فناء
١٩ - و إمّا شقيتم فى الزّمان فإنّما ***** نعيمى اذا لم تلبسوه شقاء
٢٠ - لحا اللّه قوما لم يجازوا جميلكم ***** لأنّكم أحسنتم و أساؤا
١٦ - بگذاريد كه اين قلب فگارم بر خروشد، بام و شام بر شما ناله
زند.
١٧ - اين سيلاب اشك نيست كه از ديدگانم روان است، خونابه دل از رخسارم چكان است.
١٨ - بىوجود شما، زندگى برايم مرگ است، خيرى در عيش و بقا نيست.
١٩ - اگر شهد زندگى در كام شما شرنگ بود، عيش و نعمت در كام من جز تلخى نفزود.
٢٠ - خدا آن قوم را تباه كند كه حرمت شما را پاس نداشتند، نيكى را
با بدى مكافات كردند.
٢١ - و لا انتاشهم عند
المكاره منهض ***** و لا مسّهم يوم البلاء جزاء
٢٢ - سقى اللّه أجداثا طوين عليكم ***** و لا زال منهلاّ بهنّ رواء
٢٣ - يسير إليهنّ الغمام و خلفه ***** زماجر من قعقاعه و حداء
٢٤ - كأنّ بواديه العشار ترّوحت ***** لهنّ حنين دائم و رغاء
٢٥ - و من كان يسقى فى الجنان كرامة ***** فلامسّه من (ذي) السحائب ماء١
٢١ - به هنگام سختى و افتادگى، دستگيرى نيابند، روز پاداش بهرهمند
نگردند.
٢٢ - مزارتان از باران رحمت سيراب، و همواره سرسبز و خرم باد.
٢٣ - ابر بهارى سوى بارگاهتان پويد، رعد و برقى بارانزا در پى آن خيزد.
٢٤ - گويا شتران آبستن بار خود فرو نهادهاند كه فرياد و غوغا بر هواست.
***
قصيده:
١ - لك الليل بعد
الذاهبين طويلا ***** و وفد هموم لم يردن رحيلا
٢ - و دمع إذا حبّسته عن سبيله ***** يعود هتونا في الجفون هطولا
٣ - فياليت أسراب الدموع التى جرت ***** أسون كليما أو شفين غليلا
٤ - أخال صحيحا كلّ يوم و ليلة ***** و يأبى الجوى إلاّ أكون عليلا
٥ - كأنّى و ما أحببت أهوى ممنّعا ***** و أرجو ضنينا بالوصال بخيلا
١ - كاروان رفت، اين تو و اين شبهاى دراز با رنجى كه فرو نخواهد
كشيد.
٢ - با قطرات اشكى كه اگر در ديده حبس كنى، چون سيل از گوشهى چشم روان گردد.
٣ - كاش اين سيلاب اشكى كه بر رخسار مىدود، جراحت دل را مداوا مىكرد و يا آتش آن را فرومىنشاند.
٤ - هر بام و شام كه آيد، گويم: اينك از رنج درون رستم، اما سوز دل نگذارد كه راه سلامت گيرم.
٥ - دستم به دامن معشوق نمىرسد، آرزوى وصل دارم، اما چه بخيل و
پرجفاست.
٦ - فقل للذي يبكي نؤيا
و دمنة ***** و يندب رسما بالعراء محيلا