دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٢
٢ - نفوس قدست فى الارض
قدسا ***** و قد خلقت من النطف العذاب
٣ - مضاجع فتية عبدوا فناموا ***** هجودا فى الفدافد و الروابى
٤ - علتهم فى مضاجعهم كعاب ***** باردان منعمة رطاب
٥ - و صيّرت القبور لهم قصورا ***** مناخا ذات أفنية رحاب١
١ - درود بر ساكنان طف و بر روح خدا كه در آن آرامگاهها آسودهاند.
٢ - آرامگاه جوانمردان شبزندهدارى كه در دامن اين دشت و تپّهها خدا را عبادت كردند.
٣ - آرامگاه جوانانى كه امر خداوند را اطاعت و در راه خدا به شهادت رسيدند و در غارها و تپههاى بيابان آرميدند.
٤ - اگرچه آنها در آرامگاهها آرميدند ولى عزّت و شرف را به ارمغان آوردند و اگرچه لباسهاى آنان به خون آغشته است،
٥ - اما اين آرامگاهها براى آنان كاخهاى وسيع و جاويدان شده است.
***
رباب (س)
رباب دختر امرئ القيس بن عدى بن اوس، عالمه و شاعره از ارباب فصاحت و بلاغت است. پدرش از نصاراى عرب شام بود كه در زمان عمر بن الخطّاب اسلام آورد. رباب با حضرت امام حسين (ع) ازدواج كرد و سكينه و عبد اللّه (على اصغر) از او متولّد گشتند. ابا عبد اللّه نسبت به همسر و دخترش علاقه زيادى داشت. هنگامى كه حضرت امام حسين (ع) با اهل و عيال خود از مدينه راهى مكّه و سپس كوفه شد، رباب همراه دو فرزند خود از ملتزمين ركاب امام (ع) بودند و در روز عاشورا شاهد همهى مصائب و سختىها و دشوارىها بود. پس از واقعهى جانگداز طف او همراه ساير خاندان عصمت و طهارت (ع) اسير گشت و با قافله اسيران كربلا راهى كوفه و سپس شام شد. رباب نيز در نهايت فصاحت براى مردم كوفه شقاوتهاى سپاه كوفه را در كربلا بيان و بازگو فرمود و مردم را از ظلم حكومت جبّار أموى آگاه كرد. رباب (س) با ساير خاندان آل رسول (ص) به مدينه بازگشت و در حياط خانه، بدون سايبان و سقف مجالس عزا و نوحهسرايى برپا كرد.٢
رباب سرنوشت شگفتى داشت. او كه ديده بود چگونه در آفتاب تند و سوزان كربلا، حسين (ع) را تنها شهيد كردند و سپاه عمر بن سعد با نيزه و شمشير بر پيكر پاك او ضربه زدند و اسبها بر پيكر امام (ع) تاختند. او كه با ديدگان اشكبار خود از كنار اجساد شهدا گذشته بود از عمرش آنچه باقى بود را به ماتم و اشك گذراند و هرگز زير سقفى ننشست.٣
او آنقدر گريست كه ديگر چشمانش يارى نكرد و بهگونهاىكه اشك در ديدگانش نماند٤. وى به سال ٦٢ هجرى يكسال بعد از واقعه عاشورا از دنيا رحلت فرمود.٥
-*-