دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٠٣
٥ - و سلّم الحسين
للعبّاس ***** شبل علىّ راية المراس
٦ - و خندقا من حولهم قد حفروا ***** و أضرموا النّار به كى يحذرو
١ - در مورد تعداد ياران امام (ع) اختلاف است امّا حسين (ع) همين
لشكر خود را به سه بخش تقسيم كرد.
٢ - براى ميمنه لشكر خود زهير بن قين را كه فردى قوى و شجاع بود نصب كرد.
٣ - و به حبيب بن مظاهر اسدى رهبرى جناح راست را داد.
٤ - امام خود و اهل بيتش هدايت و رهبرى قلب سپاه را عهدهدار بود.
٥ - پرچمدارى پيكار را نيز به برادرش عباس (ع) (فرزند امام على (ع)) سپرد.
٦ - همچنان امام (ع) به حفر خندقى در اطراف لشكر دستور داد. كه براى جلوگيرى از حمله و هجوم دشمن درون آن را آتش افروزند.
*** امام (ع) در مقابل خيل سپاه دشمن ايستاده و تصميم گرفت تا آنجا
كه ممكن است اردوى دشمن را به سوى خود جلب كند و روح آنان را تحت تأثير سخنان خويش
دگرگون سازد و به اين مردم گمراه هشدار بدهد، و خود را بيش از پيش به اين مردم
آشفته فكر بشناساند و تا آنجا كه مىتواند با كمال دلسوزى آنان را هدايت نمايد كه
دست به خون وى آلوده نكنند. گفتار سراسر خيرخواهى و مردم دوستى مرد خدا، از ترس
اينكه مبادا در دل سنگ مردم كارگر افتد، فتنهجويانى نظير شمر بن ذى الجوشن را
ترساند او گفت:
١ - قال ابن ذى الجوشن
شمر لمّا ***** كلام سبط المصطفى قد تمّا:
٢ - إنّ الحسين «يعبد اللّه على ***** حرف» اذا ما كان يدرى ماتلا
٣ - قال «حبيب بن مظاهر»: ألا ***** إنّى أراك تعبد اللّه على
٤ - سبعين حرفا و أنا لأشهد ***** أنّك لا تدرى بما يؤكّد١
١ و ٢ - خدا را بر باطل پرستيده باشم و با شك و ترديد عبادت كرده
باشم، اگر بدانم تو چه مىگويى؟
٣ و ٤ - حبيب بن مظاهر پاسخش را چنين داد: «اى شمر، به خدا قسم من تو را مىبينم كه خدا را از هفتاد طريق غير مستقيم با شك و ترديد عبادت مىكنى و گواهى مىدهم كه تو راست گفتهاى و نمىفهمى امام چه مىفرمايد؟ زيرا بر قلب تو مهر خورده و حق را به آن راهى نيست.
*** پس از سخنان امام (ع) زهير بن قين شروع به سخن مىكند٢:
١ - يا أهل كوفان لكم
نذار ***** فاخشوا عذاب الواحد القهّار
٢ - انّ على المسلم أن ينصح من ***** كان أخا له بلا أىّ منن
٣ - و نحن حتّى الآن إخوان اذا ***** لم يقع السّيف المميت حبذّا
١ - اى مردم كوفه! من شما را از عذاب الهى مىترسانم پس بترسيد از
عذاب خداوند يكتاى انتقامگيرنده.