دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١١
٩٨ - و آل زياد فى
القصور مصونة ***** و آل رسول اللّه في الفلوات
٩٩ - سأبكيهم ما ذرّ فى الارض شارق ***** و نادى منادى الخير بالصّلوات
١٠٠ - و ما طلعت شمس و حان غروبها ***** و باللّيل أبكيهم و بالغدوات
٩٥ - آيا نمىبينى كه سىسال است روز و شب من، با اندوه و حسرت مىگذرد؟!
٩٦ - حق ايشان (آل محمّد (ص)) را در دستهاى خيانتكار ديگران مىبينم كه به غارت مىرود و در ميان بيگانگان غاصب تقسيم مىشود، در حالىكه دست اين مظلومان از حقّ خويش تهى و خالى مانده است!١
٩٧ - چگونه درمان شود درد سوزانى كه در من افتاده است؟ و حال آنكه آن درد، بنى اميّه است. آنان كه اهل كفر و لعنتاند.
٩٨ - دختران زياد در كاخها آسوده و محفوظند، و آل رسول (ص) اسير بيابانها گرديدهاند، و در صحارى غريب و سرگردانند.
٩٩ - من هرگاه كه ستارهاى در آسمان مىدرخشد و مؤذن نداى نماز را سرمىدهد، بر آنها مىگريم.
١٠٠ - و تا زمانىكه خورشيد طلوع و غروب دارد من شبانهروز در
مصيبت آنان مىگريم.
١٠١ - ديار رسول اللّه
اصبحن بلقعا ***** و آل زياد تسكن الحجرات
١٠٢ - و آل رسول اللّه تدمى نحورهم ***** و آل زياد آمنوا السّربات
١٠٣ - و آل رسول اللّه تسبى حريمهم ***** و آل زياد ربّة الحجلات
١٠٤ - اذا وتروا مدّوا الى اهل واتريهم ***** اكفّا عن الاوتار منقبضات
١٠٥ - فلو لا الّذى ارجوه في اليوم أو غد ***** تقطّع نفسي إثرهم حسرات
١٠١ - خانههاى خاندان رسول ويران اللّه (ص) ويران و بىنشان گشته
و منازل تبار زياد آباد و پر از هاىوهوى و پر رونق است.
١٠٢ - سرهاى خاندان پيامبر بريده و خونين است و گلّهى آل زياد آسوده مىچرد.
١٠٣ - حرمت حريم رسول اللّه (ص) دريده شده و اهل حرم رسول خدا (ص) اسيرانند و آل زياد حجلههاى شادمانى مىآرايند.
١٠٤ - فغان و درد، آنگاه كه خون بنى هاشم به ناحق ريخته شود، دستهاى خود را به سوى قاتلان دراز مىكنند، در حالى كه دستانشان از انتقامجويى و خونخواهى بسته است٢
١٠٥ - اگر اميدوار و آرزومند آنكسى نبودم كه امروز و فردا خواهد
آمد، قلبم از اين همه اندوه و درد، پارهپاره مىشد.
١٠٦ - خروج إمام لا
محالة خارج ***** يقوم على اسم اللّه و البركات
١٠٧ - يميّز فينا كلّ حقّ و باطل ***** و يجزي على النّعماء و النّقمات
١٠٨ - فيا نفس طيبي ثمّ يا نفس أبشري ***** فغير بعيد كلّ ما هو آت
١٠٩ - و لا تجزعي من مدّة الجور إنّني ***** أرى قوّتي قد آذنت بثبات