دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦١٩
على به كوفه برگشته است
صدايش را مىشنوم
و حسين (ع) مدينه را ترك كرده است
حسين خوش آمدى!!
***
: إنّى أدرى
ماذا يعنى ذبح البحر
فمتى تأتى سحب الشّرّ١
من قتل حسين (ع) را به سر بريدن دريا تعبير مىكنم
كى ابرهاى شر خواهد آمد؟
***
أزمنة عرجاء ضريره
يرشدها لطريق العمه... أولاد أجير و أجيرة... يا ابن زياد!!٢
عصرى كه حسين (ع) در آن به شهادت رسيد، به عصر خدعه، مكر، فريب و خيانت مشهور است زمانهاى كه تسليم دشمن گرديده و به فرزندان زهرا (س) پشت كرده به انسانهاى لنگ و كور شبيه است كه فرزندان أميه دست او را گرفته و به هرسو كه مىخواهند، مىبرند و او هيچ عكسالعملى از خود نشان نمىدهد و بىتفاوت از كنار آنچه اتفاق افتاده، عبور مىكند.
***
لكن هذا زمن يمشى!!
قدماه قدّا من صخر
بل يحبو محنىّ الظّهر
لو لا يركض!!.... لو لا يقفز!!
لو لا يسعى!!٣
پاى زمانه از جنس سنگ است و به همين دليل نه احساس دارد و نه توان حركت.
روزگار به عاجزى شبيه است كه با كمر خميده روى دست و پا راه مىرود و توان سرعت گرفتن ندارد.
چرا خيز برنمىدارد؟
*** مختار ثقفى با نفرت و كينه عمر سعد را خطاب قرار مىدهد و مىگويد:
: لو تحكى جدران السّجن