دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٤
٤١ - باؤا بقتل الرّضا
من بعد بيعته ***** و أبصروا بعض يوم رشدهم و عموا
٤٢ - يا عصبة شقيت من بعد ما سعدت ***** و معشرا هلكوا من بعد ما سلموا
٤٣ - لبئسما لقيت منهم و إن بليت ***** بجانب الطفّ تلك الأعظم الرّمم
٤٤ - لا عن أبى مسلم فى نصحه صفحوا ***** و لا الهبيرىّ نجّا الحلف و القسم
٤٥ - و لا الأمان لأهل الموصل اعتمدوا ***** فيه الوفاء و لا عن غيّهم حلموا
٤١ - بعد از بيعت با رضا، به كشتنش آلوده شدند و هنوز نيمروزى راه
نيافته، آنگاه نابينا شدند.
٤٢ - اى گروهىكه پس از سعادت بشقاوت افتاديد و اى گروهى كه پس از سلامت، هلاكت يافتيد.
٤٣ - همانا بدرفتارى از شما نسبت به استخوانهاى خاكشده و كهنهى سرزمين كربلا سرزد. (اشاره به رفتارى كه متوكّل با قبر امام شهيد مرتكب شد)
٤٤ - نه از ابو مسلم (خراسانى) باوجود خيرخواهىاش نسبت به آنان گذشت كردند (و منصور او را كشت) و نه هبيرى (يزيد بن عمر بن هبيره يكى از حكّام بنى اميه كه با بنى عباس جنگيد، سفّاح او را امان داد و با او عهد و پيمان بستند چون نزد منصور آمد جفاكارانه بر او تاختند و به سال ١٣٢ هجرى او را كشتند) را سوگند و پيمان از دست آنان نجات داد.
٤٥ - و نه امان اهل موصل را در وفاى به آن اعتمادى شد و نه از گمراهى خود حلم و متانت نشان دادند (آوردهاند كه سفّاح برادر خود يحيى بن محمد بن على را به موصل مأمور ساخت، اهل موصل به مخالفت برخاستند، وى آنان را امان داد و فرياد زد: هركس وارد مسجد شد در امان است و مردانى را بر در مسجد گمارد تا همه مردم را كشتند و قتل فجيعى روى داد.
مىگويند يازدههزار كس از آنها كه مهر امان داشتند و بسيارى از
آنان كه نداشتند كشته شدند، زنان و كودكان بيگناه را تا سه روز فرمان كشتن داد و
اين وقايع در سال ١٣٢ هجرى اتفاق افتاد).
٤٦ - أبلغ لديك بنى
العبّاس مالكة ***** لا يدّعوا ملكها ملاّكها العجم
٤٧ - أىّ المفاخر أمست فى منازلكم ***** و غيركم آمر فيها و محتكم؟
٤٨ - أنّى يزيدكم فى مفخر علم؟ ***** و فى الخلاف عليكم يخفق العلم
٤٩ - يا باعة الخمر كفّوا عن مفاخركم ***** لمعشر بيعهم يوم الهياج دم
٥٠ - خلّوا الفخار لعلاّمين إن سئلوا ***** يوم السؤال و عمّالين إن عملوا
٤٦ - به بنى عباس برسانيد، ادّعاى ملك و قدرت نكنيد در حقيقت در
حالىكه شما مالكيد، مالك قومى از غير عرب اند.
٤٧ - چه بسيار افتخاراتى كه در منازل شما صورت مىگيرد، و ديگران آمر و حاكم آنند.
٤٨ - كجا در افتخارات، علمى براى شما افراشته شود و حال آنكه علمها بر مخالف شما در اهتزاز است.
٤٩ - اى مشروبفروشان افتخاراتتان را بس كنيد، در مقابل گروهى كه روز نبرد خون مىفروشند.
٥٠ - افتخارات را براى دانايان هنگام پرسش از آنها، و عملكنندگان،
هنگام كار، بگذاريد.
٥١ - لا يغضبون لغير
اللّه إن غضبوا ***** و لا يضيعون حكم اللّه إن حكموا
٥٢ - تنشى التلاوة فى أبياتهم سحرا ***** و فى بيوتكم الأوتار و النغم
٥٣ - منكم عليّة أم منهم؟ و كان لكم ***** شيخ المغنّين إبراهيم أم لهم؟