دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٦٦
٩٧ - بنو الوحى في أرض
الطفوف حواسر ***** و أبناء حرب في القصور نزول
٩٨ - و يصبح في تخت الخلافة جالسا ***** يزيد و في الطفّ الحسين قتيل
٩٩ - و يقتل ظلما ظاميا سبط أحمد ***** إمام لخير الأنبياء سليل
١٠٠ - حبيب النّبي المصطفى و ابن فاطم ***** و أين لذين الوالدين مثيل
٩٦ - و اين مصيبتى چنان بزرگ است كه بر زمينيان، سخت بزرگ و بر
آسمانيان سنگين و غير قابل تحمل است.
٩٧ - فرزندان پيامبر و خاندان وحى، در خاك كربلا برهنه و داغديدهاند، لكن خاندان «حرب»١ در كاخها آرميدهاند.
٩٨ - و شگفتا كه يزيد بر تخت خلافت تكيه زده، و حسين بر خاك كربلا كشته شده است.
٩٩ - فرزند پيامبر - پيشواى امت و سرور همه انبيا - با لب تشنه، مظلومانه به قتل رسيده است.
١٠٠ - او سلالهى پيامبر برگزيده و حبيب خدا و فرزند فاطمه (س) است،
و كجا چنين بزرگانى همانند دارند؟
١٠١ - لقد صدق الشيخ
السّعيد أخو العلى ***** عليّ و حاز الفضل حيث يقول
١٠٢ -: فما كلّ جدّ فى الرّجال محمّد ***** و لا كلّ امّ في النّساء بتول
١٠٣ - كفى السّبط فخرا والده و جدّه ***** و هم للمعالى و الفخار اصول
١٠٤ - أ مولاي! دمعى لا يجفّ مسيله ***** و حزنى مقيم لا يخفّ ثقيل
١٠٥ - فلا مدمعي يابن الوصىّ مبرّد ***** عليلا و لا حزني المقيم يزول
١٠١ - به راستى كه چه نيكو گفته است شيخ بزرگوار و صاحب معالى «على
حلّى»؛ و با اين شعر خود، فضيلت بزرگ به دست آورده است. آنجا كه گويد:
١٠٢ - (در ميان مردان بزرگ، هيچ جدّى به كمال محمد (ص) نيست؛ و در ميان بانوان هيچ زنى به پايگاه حضرت فاطمه (س) نيست.)٢
١٠٣ - بر حسين (ع)، اين افتخار بس كه چنان جدّى و چنان پدر و مادرى دارد، كه بنياد و ريشهى هر بزرگوارى و افتخار هستند.
١٠٤ - اى مولا و پيشواى حق! سيل اشك از ديدگانم خشك نخواهد شد، و اندوه، و سوگم مدام سنگينى خواهد كرد و هرگز تخفيف نخواهد يافت.
١٠٥ - نه حلقهى ديدگانم از سرشك غم خشك خواهد شد، و نه آتش اندوه
هم لحظهاى كاستى خواهد گرفت.
١٠٦ - جميل بنا الصّبر
الجميل و إنّما ***** عليك جميل الصّبر ليس جميل
١٠٧ - اعزّي بك الإسلام و المجد و العلى ***** و حزنهم باق عليك طويل
١٠٨ - قفوا يا حداة العيس باطفّ في حمى ***** الحسين و طوفو بالطّفوف و قولوا
١٠٩ -: أ ريحانة الهادي النّبىّ محمّد ***** و من لعلىّ و البتول سليل!
١١٠ - عليك سلام اللّه يا سيّد الورى! ***** و يا خير من سارت أليه قفول!
١٠٦ - اگرچه «صبر جميل» در نظر ما زيبا و جميل است، اما همين صبر
جميل، بر مصيبت تو، جميل و زيبنده نيست.