دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٤
٢٩ - مدارس آيات خلت من
تلاوة ***** و منزل وحى مقفر العرصات
٣٠ - لآل رسول اللّه بالخيف من منى ***** و بالبيت و التّعريف و الجمرات
٢٦ - جبرئيل با پيامبر راستگو نجوا مىكرد، در حالىكه شما در
درگاه بتان «عزا» و «مناة» سجده مىكرديد.
٢٧ - آثار خانههاى ويران دلبرانم را در عرفات به ياد آوردم و مويهكنان از ديدگانم چون سيلاب، اشك ريختم.
٢٨ - نشان اين خانههاى ويران رشتهى صبرم را گسيخت و چون بر آثار خانههاى متروك و ويران حبيبانم گذر كردم، شعلههاى سوزان يادشان مرا سخت در ميان گرفت.
٢٩ و ٣٠ - خانههاى اهل بيت، مدارس آيات الهى (مدارس آيات١) و منزلگاه
وحى، در «خيف٢» و مسجد الحرام
و عرفات و جمرات٣، از تلاوت آيات
خالى و خاموش مانده است، و محل نزول وحى، خرابهاى موحش و متروك است.
٣١ - ديار لعبد اللّه
بالخيف من منى ***** و للسّيد الدّاعي الى الصّلوات
٣٢ - ديار علىّ و الحسين و جعفر ***** و حمزة و السّجاد ذى الثّفنات
٣٣ - ديار لعبد اللّه و الفضل صنوه ***** نجىّ رسول اللّه فى الخلوات
٣٤ - و سبطى رسول اللّه و ابنى وصيّه ***** و وارث علم اللّه و الحسنات
٣٥ - منازل وحى اللّه ينزل بينها ***** على أحمد المذكور في السّورات
٣١ - اين ويرانههاى خاموش و متروك، خانهى عبد اللّه، پدر رسول
اللّه (ص) در خيف است و خانهى پيامبر، آن سرور مردمان، كه مردم را به نماز فرامىخواند.
٣٢ - خانههاى على (ع) و حسين (ع) و جعفر صادق (ع) و حمزه و امام سجاد (ع) ذى ثفنات٤، است.
٣٣ - اين خانههاى ويران خانهى عبد اللّه بن عباس و برادرش فضل است و فضل كه در خلوتها محرم راز رسول خدا بود.
٣٤ - خانهى حسن و حسين (ع) دو فرزندزادهى پيامبر (ص)، آن دو فرزند وصىّ پيامبر، «على» (ع) كه وارث علم خداوندى و صاحب همهى خوبىها و زيبايىها بود.
٣٥ - اين خانههاى ويران و متروك، جايگاه نزول وحى الهى است،
آنجاكه بر احمد (ص) موعود در كتب آسمانى باران وحى مىباريد.
٣٦ - منازل قوم يهتدى
بهداهم ***** فتؤمن منهم زلّة العثرات
٣٧ - منازل كانت للصّلاة و للتّقى ***** و للصّوم و التّطهير و الحسنات
٣٨ - منازل لاتيم يحلّ بربعها ***** و لا ابن صهاك هاتك الحرمات
٣٩ - ديار عفاها جور كلّ منابذ ***** و لم تعف للايّام و السّنوات
٤٠ - فيا وارثي علم النّبيّ و آله ***** عليكم سلام دائم النفحات
٣٦ - اينها آثار خانههاى متروك كسانى است كه مردم با نور هدايتشان
راه مىيافتند و لغزش و كژى از آنان دور بود.