دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٤٢
عبد الحسين اسد اللّه
شيخ عبد الحسين اسد اللّه به سال ١٢٨٣ ه. ق. در نجف اشرف به دنيا آمد و براى تحصيلات به كاظمين رفت. او در سال ١٣١٠ ه. ق. به نجف بازگشت و دورهى تخصصى دروس دينى را نزد اساتيدى مانند «شيخ رضا همدانى» ادامه داد. در سال ١٣٣٠ ه. ق. شرحى بر كتاب استادش آخوند خراسانى در اصول فقه نگاشت كه مورد توجّه «شيخ محمّد تقى شيرازى» رهبر انقلاب عراق قرار گرفت و بر آن تقريض نوشت. كتاب او با نام «الهداية فى شرح الكفاية» منتشر گرديد. او در سال ١٣٣٦ ه. ق.
وفات يافت١
-*-
١ - ما للعيون قد
استهلّت بالدم ***** أفهلّ - لا أهلا - هلال محرم
٢ - حيّا بطلعته الورى نعيا و قد ***** ردوا عليه تحية بالمأتم
٣ - ينعى هلالا بالطّفوف طلوعه ***** قد حفّ فى فلك الوغى بالانجم
٤ - يوم به سبط الرّسول استرسكت ***** نحو العراق به ذوات المنسم
٥ - أدّى مناسكه و أفرد عمرة ***** و لعقد نسك الحج لما يحرم
٦ - و من الحطيم و زمزم زمّت به ***** الأيام و هو ابن الحطيم و زمزم٢
١ - محرّم، تو ماه نامباركى هستى كه خون را از ديده جارى مىسازى ٢
- و با خبرهاى ناگوار به خلق سلام مىكنى. من حاضر نيستم به چنين ماهى خوشآمد
بگويم.
٣ - هلال ماهت بايد در طلوعش كمك بگيرد زيراكه آسمان پرآشوبش پر از ستارگان اجتماعكننده است.
٤ - روزىكه در آن سبط پيامبر درحالىكه راهش روشن و مشخص بود بهسوى سرزمين عراق رهسپار شد.
٥ - درحالىكه محرم بود مناسك حج را به عمرهى مفرده به پايان برد.
٦ - فرزند حطيم٣ و زمزم، حطيم و زمزم را رها كرد (از مكّه خارج شد).