دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٧١
شيخ خليل مغنيه
شيخ خليل حسين بن على مغنيه به سال ١٣١٨ ه. ق. در قريهى «طيردبا» از قراى شهر «صور» در لبنان متولد شد و به سال ١٣٧٨ ه. ق. در «صيداء» وفات يافت. او را در زادگاهش دفن كردند. شيخ خليل علوم ابتدايى را نزد پدرش شيخ حسين و ديگر علما و مدرّسين شهر خود فراگرفت و حدود ١٥ سال در نجف اشرف به تحصيل پرداخت تا اجازهى اجتهاد گرفت و سپس به قريهى خود بازگشته و به هدايت مردم و تعليم و قضاوت پرداخت١.
-*-
١ - سل كربلا عمّا لقوا
من كربة ***** فيها و من خطب فطيع مفجع
٢ - عميت قلوب اميّه فتجمّعت ***** لقتال آل اللّه أىّ تجمّع
٣ - هاجت بها احقادها فتذرّعت ***** للأخذ بالثّارات أىّ تذرّع
٤ - ثارات أصنام لها قد نكست ***** فهوت محطمة لأسفل موصع
٥ - اللّه كيف الأرض لم تخسف بهم ***** غضبا و كيف الكون لم يتضعضع٢
١ - از كربلا بپرس كه آنها چه رنج و مصيبت بزرگ و حزنانگيزى در
آنجا يافتند.
٢ - دلهاى بنى اميّه كور شد و براى كشتن خانوادهى پيامبر (ص) گرد آمدند. چه تجمّعى بود!
٣ - كينههاى درونى آنها سر برآورد و براى خونخواهى به دنبال بهانه بودند و چه بهانهاى داشتند!
٤ - خونخواهى به خاطر اينكه بتهاى آنها شكسته شد و به پستى گراييد.
٥ - خدايا چگونه است كه زمين آنها را فرو نبرده و آسمان به خاطر وجود آنها نلرزيده است؟