دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٨٩
منصور نمرى
منصور بن سلمة بن زبرقان از طايفهى نمر بن قاسط نزارى بود. كنيهى او ابو الفضل الشاعر الجرزى البغدادى بود. وى از خواصّ بارگاه هارون الرّشيد بوده ولى در باطن به اهل بيت (ع) عشق مىورزيد. او از ديگر شاعران عزادار حسين (ع) در اين عصر است، و باوجود قرابت با هارون الرّشيد شيفتهى اهل بيت پيامبر (ص) است.
در كتاب «نسمة السحر بذكر من تشيع و شعر» از گروهى از علماى زيديه نقل شده است: او شيعه بوده است و در مدح هارون الرّشيد از باب توريه به على (ع) نظر داشته و اشاره به حديث مشهور «أما ترضى تكون منّى بمنزلة هارون من موسى١» كرده است.
او در مدح خلافت و خلفاء نيز تقيّه مىكرده است و تلويحا به خلفاى بر حقّ الهى و اهل بيت نظر داشته است. وقتى شعر معروف او در رثاى حسين (ع) به گوش هارون رسيد٢ دستور به قطع زبان و قتل او را به يكى از كارگزارانش به نام «ابو عصمة» داد. هنگامىكه ابو عصمة به دروازهى شهر «رقه» رسيد مشاهده كرد كه منصور نمرى از دنيا رفته و جنازهى او به سمت گورستان حركت داده مىشود.
منصور نمرى حكومت عبّاسيان را استمرار حاكميت بنى اميه مىشمارد و انتقام از اينها را انتقام از آنها مىداند چراكه موضعگيرى هر دو حكومت در برابر خاندان پيامبر (ص) يكسان است.
منصور نمرى به سال ١٩٠ ه. ق. درگذشت.٣
-*-
١ - و قد شرقت رماح بنى
زياد ***** بريّ من دماء بني الرسول
٢ - برئنا يا رسول اللّه ممن ***** أصابك بالأذاة و بالذحول
٣ - ألا يا ليتني وصلت يمينى ***** هناك بقائم السيف الصقيل
٤ - فجدت على السيوف بحرّ وجهى ***** و لم أخذل بنيك مع الخذول٤
١ - نيزههاى بنى زياد آنقدر از خون فرزندان رسول خدا (ص) نوشيدند
كه گلوى آنها گرفت.
٢ - اى رسول خدا، من از تمام كسانىكه تو را آزردند و به كين و دشمنى تو برخاستند، بيزارم و از آنان تبرّى مىجويم.
٣ - اى كاش من در آنجا بودم و (در يارى تو) شمشير برّان به دست مىگرفتم.
٤ - و با چهرهاى گشاده خود را سپر شمشيرها قرار مىدادم و هرگز مانند ديگر مردم نمىشدم و نمىگذاشتم كه فرزندان تو را خوار كنند.
***
١ - متّى يشفيك دمعك من
همول ***** و يبرد ما بقلبك من غليل؟!
٢ - ألا يا ربّ ذى حزن تعايا ***** بصبر فاستراح الى العويل