دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٤٩
٢٦ - لا هنا لي عيشي و
مبسمك الد ***** رّى باد و قد علاه قضيب
٢٧ - ليت انّى فداك لو كان بالعبد ***** يفدى المولى الحسيب النسيب
٢٨ - سهم بغى الأولى أصابك من ***** قبل و للّه عنك سهم مصيب
٢٩ - أظهر و افيك حقد بدرو من قب ***** ل دعو اللهدى فلم يستجيبوا
٣٠ - يا بني احمد الى مدحكم قلب ***** (الخليعىّ) مستهام طروب
٣١ - كيف صبر امرء يرى الود في القر ***** بى وجوبا و إرثكم مغصوب
٣٢ - أنتم حجّة الا على الخلق ***** و أنتم للطالب المطلوب
٣٣ - بوالاكم و بغض أعدائكم تقب ***** ل أعمالنا و تمحى الذنوب١
٢٦ - در اينجا براى من خوشى نيست و حال آنكه لب خندان گوهرين تو
مورد اصابت چوب خيزران شد.
٢٧ - (اى مولا) اى كاش من فداى تو مىشدم اما بنده چگونه مىتواند فديهى مولايى شود كه داراى حسب و نسب عالى است.
٢٨ - تير ستم آنهايىكه به تو اصابت كرد تير كارگرى بود.
٢٩ - دربارهى تو كينهى بدر را ظاهر كردند و از براى هدايت خوانده شدند پس اجابت نكردند.
٣٠ - اى فرزند احمد به مدح و ثناء شما قلب (خليعى) زنده و بسيار خوش است.
٣١ - چگونه است شكيبائى كسىكه دوستى و محبّت خاندان پيامبر را واجب مىبيند و حال آنكه ميراث شما (فدك) غصب شده است.
٣٢ - شمائيد حجّت خدا بر مردم و شما مطلوب طالبين و محبوب محبّين هستيد.
٣٣ - به ولايت شما و كينه و نفرت از دشمنان شما اعمال قبول و گناهان آمرزيده خواهد شد.
٣٤ - به مدح و ثناء شما چهرهى ناصبين شما سياه و تيره شود و دلهايشان از ناراحتى پاره گردد.
***
١ - سجعت فوق الغصون
***** فاقدات للقرين
٢ - فاستهلت سحب أجفا ***** ني و هزّتني شجوني
٣ - غرّدت لاشجوها شجو ***** ي و لا حنّت حنيني
٤ - لا و لا قلت لها *****: يا ورق بالنوح اسعديني
٥ - ما شجى الباكي طروبا ***** كشجى الباكي الحزين
١ - از آنكه قرين خويش را از دست داده بود، بالاى شاخهها ناله و
فرياد كرد.
٢ - پس ابرهاى مژگانهاى من اشك ريخت و اندوه، مرا تكان داد.
٣ - اندوه او چون اندوه من نوا خوان نبود و چون نالهى من ناله نكرد.
٤ - به او نه و نه گفتم: اى پرنده مرا به نوحهسرايى كمك كن.
٥ - اندوه كسىكه از خوشحالى گريه مىكند مثل اندوه كسىكه از غم و غصه گريه كند، نيست.