دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٦٨
علامه بحر العلوم به سال ١٢١٢ ه. ق در نجف وفات يافت. آرامگاه او در كنار قبر شيخ طوسى است.١
***
تركيببند:٢
- ١ -
١ - اللّه أكبر ما ذا
الحادث الجلل ***** فقد تزلزل سهل الأرض و الجبل
٢ - ما هذه الزفرات الصاعدات أسى ***** كأنّها شعل ترمي بها شعل
٣ - ما للعيون عيون الدمع جارية ***** منها تخذّ خدودا حين تنهمل
٤ - ماذا النواح الّذي عطّ القلوب و ما ***** هذا الضجيج و ذي الضوضاء و الزجل
٥ - كأنّ نفخة صور الحشر قد فجأت ***** و الناس سكرى، و لا سكر و لا ثمل
٦ - قد هلّ عاشور لو غمّ الهلال به ***** كأنّما هو من شوم به زحل
٧ - شهر دهى ثقليها منه داهية ***** ثقل النبيّ حصيد فيه و الثقل
٨ - قامت قيامة أهل البيت و انكسرت ***** سفن النجاة و فيها العلم و العمل
٩ - و ارتجّت الأرض و السبع الشداد و قد ***** أصاب أهل السماوات العلي الوجل
١٠ - و اهتزّ من دهش عرش الجليل فلو ***** لا اللّه ما سكه أهوى به الميل
١١ - جلّ الإله فليس الحزن بالغة ***** لكنّ قلبا حواه حزنه جلل
١٢ - قضى المصاب بأن تقضي النفوس له
لكن قضى اللّه أن لا يسبق الأجل
١ - پناه مىبرم به عظمت و بزرگى خدا، چه حادثه و شورش قيامت است
كه برپا شده؟! بزرگى آن را كسى جز خدا نمىداند مصيبتى هست كه كوه و دشت از آن
متزلزل و مضطرب شدند.
٢ - نمىدانم چه مصيبتى واقع شده است كه جميع مردم فرياد مىزنند و به فريادهاى بلند ناله مىكنند و جميع مردم محزونند و آثار حزن و اندوه آنها ظاهر است. گويا آتش در قلبهاى مردم افتاده كه نالههاى آنان مثل شعلههاى آتش مىماند كه در آن شعلهها شعلههاى ديگر باشد.
٣ - اى دوستان! خبر دهيد مرا چه واقع شده است براى شيعيان و دوستداران على (ع) كه مىبينم چشمههاى اشك از چشمهاى آنان ريزان است، و از شدّت گريه و زارى و ريختن اشك صورتهاى آنها مجروح است.
٤ - آيا چه واقع شده كه مردم نوحه و فرياد مىزنند، كه نوحه و فريادشان دلها را مىشكافد و جگرها را مىسوزاند!؟ و چه چيز است اين صداها و آوازهاى مختلف كه به يكدفعه بلند مىشود، و نزديك است آسمانها را از هم بشكافد و زمين را بدراند؟!
٥ - خبر دهيد مرا، گويا نفخهى صور واقع شده كه مردم اينچنين مضطربند، و گويا عقل از سر ايشان رفته، زيرا كه مردم