دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٤٧٨
٧٦ - نامهها خدمت آن بزرگوار به اين مضمون نوشتند كه: اى آقاى شيعيان و مولاى مؤمنان! زود به طرف ما بيا كه همگى شيعيان پدر بزرگوارت هستيم و تابع و فرمانبرداريم و جميع ما ناصر و معينيم. هركس در مقام مخالفت برآيد از او انتقام خواهيم كشيد.
٧٧ - نوشتند: اى حسين! به جانب كوفه رو بياور و در آمدن تعجيل نما كه باغهاى ما سبز شده و با طراوت و نيكو گرديده و شكوفهها و ميوهها از درختان سر بيرون آورده و بستانها را زينت داده و ما امام و پيشوا نداريم.
٧٨ - نوشتند اى حسين! تو امام و پيشوا هستى آنچنان امامى كه اميدواريم بهواسطهى طاعت و فرمانبردارى و دوستى تو وارد بهشت شويم و در روضهى مخلد بمانيم و بهواسطهى شفاعت تو در روز قيامت از آتش جهنم ايمن باشيم، در وقتى كه آتش جهنم زبانه مىكشد.
٧٩ - رأى و ميل قلبى مردم از براى هيچكس نيست الاّ تو. بهزودى به سوى ما بشتاب و از اختلاف مردم و حادثه و انقلاب مترس زيرا امر خلافت منحصر در تو است و كسى از مردم نيست كه به ديگرى ميل داشته باشد.
٨٠ - به آن بزرگوار نوشتند كه همگى ما در ضلالت و گمراهى هستيم، اگر جانب ما نيايى و ما را به راه حق هدايت ننمايى تو را گناهكار مىدانيم در اينكه كوتاهى نمودى و ما را هدايت نكردى، چون كه آن بزرگوار به طرف آنها شتافت، معلوم شد كه آن قوم بنايشان بر نقض عهد بود نه بر وفاى بر بيعت.
٨١ - اين قوم بىوفا، قومى بودند كه كلامشان مجرد قول بود و به قول خود عمل نمىكردند و رأى و عزم آنها از روزگار قديم متفرق بود و بر عزم خود ثابت نبودند.
٨٢ - وعدهى يارى آن قوم به خذلان و ترك يارى بدل شد. خذلان ايشان منقلب شد به اينكه آن بزرگوار را شهيد كردند به شمشيرها و نيزههايى كه به جهت دشمنان ذخيره كرده بودند و بر مظلومى و بىكسى آن بزرگوار رحم نكردند.
٨٣ - بار خدايا! عذاب كن فرقهى بىحيا و بىوفاى كوفه و شام را كه حق رسول را رعايت نكردند و اولاد او را ذبح، و همه را شهيد كردند و عيال او را اسير نمودند و در بيابانها و شهرها گردانيدند.
٨٤ - چه چيز بود اعتقاد فرقهى جفاكار دربارهى رسول خدا (ص) اگر آن بزرگوار نظر مىفرمود و مىديد با چشمهاى مبارك خود مىديد آنچه را با اهل بيت او روا داشتند. مردان آنها را كشتند و زنان آنها را اسير نمودند. آيا گمان آنها اين بود كه رسول خدا (ص) ساكت مىشد و به فعل آنها راضى بود و يا آنكه كار آنها را دشمن مىدانست و با آنها مخاصمه مىفرمود؟ كاش در اين امر تأمل مىكردند و مرتكب اين امر شنيع نمىشدند.
- ٨ -
٨٥ - ما آمن القوم قدما
أو هم كفروا ***** من بعد إيمانهم لو أنّهم شعروا
٨٦ - قد حاربوا المصطفى في حرب عترته ***** و لو أغاثهم في حربه ابتدروا
٨٧ - ما كان ينزل عن سلطانه ملك ***** و لا لمنيته الساعي لها يذر
٨٨ - مهما نسيت فلا أنسى الحسين و قد ***** كرّت على قتله الأفواج و الزمر
٨٩ - كم قام فيهم خطيبا منذرا و تلا ***** آيا فما أغنت الآيات و النذر١