دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٧٤
١ - تمثّلت يومك فى خاطرى
***** و ردّدت صوتك فى مسمعى
٢ - و محّضت أمرك لم أرتهب ***** بنقل «الرّواة» و لم أخدع
٣ - و قلت لعلّ دوىّ السّنين ***** بأصداء حادثك المفجع
٤ - و مارتّل المخلصون الدّعاة ***** من «مرسلين» و من «سجّع»
٥ - و من «ناثرات» عليك المساء ***** و الصّبح بالشّعر و الأدمع
٦ - لعلّ السّياسة فيما جنت ***** على لاصق بك او مدّعى
٧ - و تشريدها كلّ من يدّلى ***** بحبل لأهليك أو مقطع
٨ - لعلّ لذاك - و كون الشّجىّ ***** ولوعا بكلّ شجا مولع
٩ - يدا فى اصطباغ حديث «الحسين» ***** بلون أريد له ممتع
١٠ - و كانت و لمّا تزل برزة ***** يد الواثق الملجأ الألمعى
١١ - صناعا متى ما ترد خطّة ***** و كيف و مها ترد تصنع١
روز تو در خاطر من چون واقعهاى زنده است و صداى تو در گوش من
همواره جارى است و من تنها به نقل راويان فريب نمىخورم و حقيقت را جستجو مىكنم و
معتقدم كه گذشت سالها، گردوغبار روزگار را بر اين حادثه نشانده است. گرچه در خاطر
من از كودكى مواردى از ايّام عزادارى ابا عبد اللّه به جاى مانده كه برايم قابل
توجيه نيست.
در پشت مراسم عزادارىهاى ظاهرى و تهى از معنى دستهاى سياستمداران زيركى است كه از عشق مردم سوءاستفاده نموده و سعى در رنگآميزى عاشورا به ميل خويش مىنمايند. رنگى كه به ظاهر دلپذير و مردمپسند است. آنها، با اين سياست، هدف والاى حسين (ع) را در لابلاى غوغاى عزا، خاموش مىنمايند و مىخواهند آنان كه به ريسمان او چنگ زدهاند را از او جدا كنند.
چيرهدستان زيركى كه از اندوه دردناك عشاق براى مقاصد خود بهره جستهاند و سوگوارىهاى تصنعى و آميخته با سجع و پريشان نمودن مو و... غبارى را بر حقيقت بزرگ عاشورا پوشانده است.
***
١٢ - و لمّا ازحت طلاء
القرون ***** و ستر الخداع عن المخدع
١٣ - اريد الحقيقة فى ذاتها ***** بغير الطّبيعة لم تطيع
١٤ - وجدتك فى صورة لم ارع ***** باعظم منها و لا اروع٢
من زنگار ساليان متمادى و حجاب پردههاى نيرنگ را از چهره عاشورا
به سويى مىزنم و به دنبال حقيقت حقيقى حسين (ع) كه از همهى تصنعات به دور است،
مىگردم و او را چنانكه هست مىيابم، شخصيتى كه هرگز كسى را به هيبت و جذابيت او،
نديدهام.
***
١٥ - تقحّمت صدرى و ريب
الشّكوك ***** يضجّ بجدرانه الأربع