دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٥
٦ - و اين دو سبط رسولاند كه جدّشان چهره هدايت بود و اين دو، نور چشمش.
٧ - وه! چه شرمسارى از روى پدرشان كه به روز رستاخيز، غرق خونشان بيند.
٨ - گويد: اى امتى كه به ضلالت و گمراهى اندر شديد و با كوردلى، كفر از ايمان باز نشناختيد.
٩ - چه جنايتى مرتكب شده بودم؟ جز اين بود كه بهترين دستاويز هدايت را كه قرآن و فرقان است، به شما هديه كردم؟
١٠ - آيا از آتش سوزان، كه بر لب پرتگاه آن بوديد، شما را نجات
نبخشيدم.
١١ - ألم أؤلّف قلوبا
منكم فرقا ***** مثارة بين أحقاد و أضغان؟!
١٢ - أما تركت كتاب اللّه بينكم ***** و آية العزّ فى جمع و قرآن؟!
١٣ - ألم أكن فيكم غوثا لمضطهد؟! ***** ألم أكن فيكم ماء لظمان؟!
١٤ - قتلتموا ولدى صبرا على ظمأ ***** هذا و ترجون عند الحوض إحساني
١٥ - سبيتم ثكلتكم امّهاتكم ***** بنى البتول و هم لحمى و جثماني
١١ - و دلهاى شما را كه پر از كينه و دشمنىهاى ديرينه بود، به هم
مهربان نساختم؟
١٢ - و كتاب خدا را در ميانتان به ميراث ننهادم و آيات تابناكش را فراهم نياوردم كه در ميان جمع تلاوت شود؟
١٣ - آيا پناه دردمندانتان نبودم و آب گواراى تشنهكامان؟
١٤ - پسرم را با لب تشنه بلا دفاع كشتيد، با اين همه بر لب آب كوثر چشم اميد به من داريد؟
١٥ - مادرتان بعزا نشيند، دختران زهراى بتول را اسير كرديد با آنكه
پارهى تنم بودند.
١٦ - مزّقتم و نكثتم عهد
والدهم ***** و قد قطعتم بذاك النكث أقرانى
١٧ - يا رب خذ لى منهم إذ هم ظلموا ***** كرام رهطى و راموا هدم بنيانى
١٨ - ماذا تجيبون و الزّهراء خصمكم ***** و الحاكم اللّه للمظلوم و الجانى؟!
١٩ - أهل الكساء صلاة اللّه ما نزلت ***** عليكم الدهر من مثنى و وحدان
٢٠ - أنتم نجوم بنى حوّاء ما طلعت ***** شمس النهار و ما لاح السّماكان
١٦ - عهد و پيمان پدرشان على را درهم شكستيد، با اين پيمانشكنى
رشتهى مرا قطع كرديد.
١٧ - بار خدايا، تو خود انتقام مرا باز ستان كه خاندان گراميم را به روز سياه نشانده، مىخواستند بنياد مرا بر باد دهند.
١٨ - موقعىكه زهرا به محاكمه برخيزد و داور ميان ستمكشان و ستمگران خدا باشد، چه پاسخى توانيد داد؟
١٩ - اى «اهل كساء» درود و رحمت خدا بر شما نازل باد تا روزگار باقى است.
٢٠ - شما ستارگان نسل آدم و حوائيد، تا خورشيد تابناك مىدرخشد و
دو اختر «سماك» نور مىپاشد.
٢١ - مازلت منكم على شوق
يهيّجنى ***** و الدّهر يأمرنى فيه ينهاني
٢٢ - حتّى أتيتك و التوحيد راحلتى ***** و العدل زادي و تقوى اللّه امكاني
٢٣ - هذى حقايق لفظ كلّما برقت ***** ردّت بلألئها أبصار عميان
٢٤ - هى الحلى لبنى طه و عترتهم ***** هى الرّدى لبنى حرب و مروان
٢٥ - هى الجواهر جاء (الجوهرىّ) بها ***** محبّة لكم من أرض جرجان١