دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٤٥
٩ - مانند زمينلرزه و زلزله و صاعقههاى آتشزا كه از آنها لهيب آتش فرومىريزد
١٠ و ١١ - و يا مانند امواج خروشان است و چون بادهاى شديدى كه به سوى آسمان برمىخيزد يا امواجى خروشان كه تيز و برندهاند.
در حقيقت عباس (ع) جامع صفات اضداد است و در صفات جمالى و جلالى در اوج مىباشد.
***
١ - يلقى الجحافل
بالمهنّد وحده ***** فتفرّ منه صوارم و رماح
٢ - فكأنّما الآجال ملك يمينه ***** و لسيفه تستسلم الارواح
٣ - لو لم تنله من البعيد سهامهم ***** و تحلّ بين ضلوعه الاتراح١
١ - حسين (ع) به دل آن سپاه بزرگ حمله مىكند و شمشيرها و نيزهها
از مقابل او مىگريزند؛
٢ - گويا كه اجلها به دست اوست و روحها تسليم شمشير اوست.
٣ - و امكان دستيابى به او نيست مگر با پرتاب تير از دوردستها.
***
٤ - و يسوقهم سوق
النّعاج بسيفه ***** و على الجراح من النّزيف جراح٢
٤ - ازاينروست كه در حالىكه خون از جراحات حسين (ع) سرازير است به
دشمن حمله مىكند و با حركت شمشيرش، لشكر دشمن را همچون گوسفندانى به عقب مىراند.
***
٥ - و تناثرت أشلاؤه و
كأنّما ***** ورق الورود على الثّرى و براعم٣
٥ - در قطعهقطعه گشتن پيكر امام (ع)، گلهاى پرپر و شكوفههاى به
خاك افتاده را مشاهده مىكنيم.
***
١ - و على جبين الشّمس
جرح لم يزل ***** فى كلّ يوم لونه يتورّد
٢ - و الرّيح مازالت بأجواء السّما ***** منذ القديم على الجريمة تشهد
٣ - حملت عويلا من نساء محمّد ***** مازال فى طيّاتها يتردّد٤
١ - آرى جراحت خورشيد از مصيبت عاشوراست كه هر روزه چهرهاش را
گلگون مىسازد
٢ - چنانكه زوزه باد بر گناه بزرگى كه در اين روز اتفاق افتاد، شهادت مىدهد
٣ - و به هر كوى و ديار كه مىرود، حكايتى از فرياد و ناله زنان اهل بيت پيامبر (ص) به همراه دارد.
***
١ - كانت ترى تلك
المصائب زينب ***** و فؤادها ممّا ترى يتعذّب
٢ - و الحزن ما بين الضّلوع كأنّه ***** نار تثور و جمرها يتلهّب