دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٨٠
محمّد رضا الشبيبى
شيخ محمّد رضا بن شيخ جواد بطائحى نجفى؛ به سال ١٣٠٦ ه. ق. در نجف به دنيا آمد و در بلاغت و فلسفه سرآمد گرديد.
او يكى از مشعلداران حركت فكرى و نهضت ملّى عراق بهشمار مىرود، و داراى نبوغ در بلاغت و بيان بوده است. در سال ١٣٥٦ هجرى به عضويت «نادى القلم» انگلستان درآمد و دكتراى افتخارى از مصر دريافت كرد و به عضويت دو مجمع علمى و لغوى مصر و سوريه نيز درآمد. او در سال ١٣٨٥ هجرى وفات يافت. برخى آثارش عبارتند از: «تاريخ الفلسفه»، «أدب النظر»، «التذكرة»، «الادب العصرى»، «فلاسفة اليهود فى الاسلام»، «المسألة العراقية» و...١
-*-
١ - ما بال «بجدل»
لابلّت مضاجعه ***** قد حزّ اصبعه في مخذم ذرب؟!
٢ - لو كان يطلب منه بذل خاتمه ***** لقال: هاك، و هذا قبل فعل أبي٢
١ - «بجدل» كه جاودان درهاى خير بر او بسته باد، چرا به طمع
انگشترى، انگشت او را با شمشير قطع كرد؟
٢ - اگر او انگشترى را از خود آن حضرت مىطلبيد، به او مىفرمود: به تو بخشيدم، چون قبل از اين پدرم اين كار را كرده است.
***
١ - اننا نجنى على
أنفسنا ***** حين نجنى، ثم ندعو: من جنى
٢ - يا عبيد المال خير منكم ***** جهلاء يعبدون الوثنا
٣ - انني ذاك العراقي الذي ***** ذكر الشام و ناجي اليمنا٣
١ - ما نسبت به خود جنايتكاريم سپس مىگوئيم چه كس جنايتكار است.
٢ - اى بندگان مال، جاهلان بتپرست از شما بهترند.
٣ - همانا من آن عراقى هستم كه شام را ياد مىكنم و ناجى يمنم.