دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٥٢
٩ - و به آهستگى به ابن سعد وصيّت نمود ولى به بدجنسى وصيّت او را فاش نمود.
١٠ - بدنش از بالاى قصر شوم دشمن به پايين رها شد در حالىكه صداى تكبيرش در همهجا پيچيده و گوش مردم را پر كرده بود.
١١ - افسوس باد براى شمشيرى از شمشيرهاى محمّد (ص) كه شكستگى لبه او از كارش انداخته بود.
١٢ - دلم براى آن شهيد مىسوزد كه آب آشاميدنى با خونش آميخته شد و
دندان براقّش افتاد.
١٣ - لهفى له فوق
التّراب مجدّلا ***** دامى الجبين مهشّم الأضلاع
١٤ - مولاي يابن عقيل يومك جاعل ***** حبّ القلوب دريئة الأوجاع
١٥ - جادت معالمك الدّموع برّيها ***** و سقى الحميم بواطن الأبداع
١٦ - و سقى بن عروة هانيا غدق الحيا ***** فلقد أصاخ الى نداء الداعي
١٧ - يا سادة مازلت مذ علقت يدي ***** بهم احافظ ودّهم و اراعي
١٨ - مولاكم «الخلعّى» رافع قصّة ***** يشكو سموم عقارب و أفاعي١
١٣ - دلم براى آن شهيد مىسوزد كه با پيشانى شكسته و خونين و
استخوانهاى شكسته سر بر خاك نهاد.
١٤ - آقاى من اى پسر عقيل روز تو قراردهنده دلها و هدف دردها و المهاست.
١٥ - باقيماندههاى خانه تو را اشكها سيراب كند و باران به خانههاى نو و جديد تو ببارد.
١٦ - هانى بن عروه را باران زياد سيراب كند كه به صداى خوانندهاى كه او را فراخواند گوش فراداد.
١٧ - اى آقايان از روزى كه دستم به شما رسيد، شما را نگهدارى و رعايت مىكنم.
١٨ - غلام شما (خليعى) داستانش را به شما عرض مىكند از زهر دشمنان كه عقرب صفت و مار صفتند.
*** خليعى قصايد بسيارى در رثاء خاندان پيامبر (ص) و على الخصوص سيّد الشّهدا (ع) سروده كه مطلع آن اشعار را در زير مىآوريم:
مطلع قصيدهها:
١ - لم أبك عافي دمنة و
طلول ***** و شموس ركب آذنت برحيل
٢ - أضرمت نار قلبي المحزون ***** صادحات الحمام فوق الغصون
٣ - طلاب العلى بالسمهرىّ المقوّم ***** و ضرب الطلى مرمى إلى كلّ مغنم
٤ - جعلت النّوح في عاشور دأب ***** يفزاد أليم وجدي و اكتئابى..
٥ - يا عين بالدّمع الغزير ***** جودي على الطّهر المزور
٦ - أرقي لابن النبىّ ***** لا لبرق حاجرىّ
٧ - عرّج على أرض كربلاء ***** و امزج الدّمع بالدماء
٨ - ذكرت المصارع في كربلا ***** فزاد بقلبي عظيم البلا
٩ - ألحاظ ساكنة الخبا ***** فتكتك أم مقل الظبا؟