دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٤٠
شيخ عبد الحسين جواهر
شيخ عبد الحسين فرزند شيخ عبد على و نوهى شيخ محمد حسن نجفى صاحب جواهر، از علماى بزرگ و شعراى مشهور و ادباى معروف شيعه در قرن چهاردهم هجرى است كه به سال ١٢٨١ ه. ق. در نجف اشرف به دنيا آمد. وى پدر محمّد مهدى جواهرى - شاعر بزرگ و معروف معاصر عرب - است. پس از گذراندن دورهى مقدمات و مبادى علوم و ادبيات، سطوح عالى فقه و اصول را در محضر فقهاى بزرگ عصر در نجف اشرف از جمله آقا رضا همدانى، شيخ محمد طه نجفى و آخوند خراسانى طى كرد و خود به تدريس فقه پرداخت.
جواهرى از دوران جوانى نزد عالمان، اديبان و شاعران بزرگ زمانش، حرمت و منزلت والايى داشت و شاعرانى چون سيّد حيدر حلّى - كه بزرگترين شاعر عرب و شيعه در آن روزگار بود - اشعارى تحسينآميز در تجليل از علوّ طبع و مقام ادبى و علمى جواهرى سرودهاند. او علاوه بر سرودن شعر، مجموعهى رسائل و نامههايى دارد كه در قالب نظم و نثر براى بزرگان علم و ادب در جهان عرب نوشته است و بسيار شاعرانه و دلانگيز است و از شاهكارهاى ادبى عرب محسوب مىشود. اشعار جواهرى در موضوعات گوناگونى از جمله مسائل اجتماعى، اخلاقى، دينى و مدح و مرثيهى اهل بيت (ع) مىباشد. قصايد او در رثاى امام حسين (ع) در نوع خود كمنظير است.
وى به سال ١٣٣٥ ه. ق. در نجف اشرف درگذشت.١
-*-
١ - حقّ أن تسكبى الدموع
دماء ***** يا جفوني أو أن تسيلي بكاء
٢ - زاد كرب البلاء بهم فكأن ***** القلب فيهم مشاهد كربلاء
٣ - شدّ ما قد لقي بها آل طه ***** من رزايا تهوّن الأرزاء
٤ - مزقتهم بها الحوادث حتى ***** عاد أبناء أحمد أنباء
٥ - جمعت شملهم ضحى فعدا الخ ***** طب عليهم ففرقتهم مساء
٦ - و أبوا لذّة الحياة بذلّ ***** و رأوا عزة الفناء بقاء
٧ - يتهادون تحت ظل العوالي ***** كالنشاوى قد عاقروا الصهباء
٨ - أوجب المصطفى عليهم حقوقا ***** أحسنوها دون الحسين أداء
٩ - و قضوا تشرب القنا السمر و البيض ***** دماهم حول الفرات ظماء
١٠ - يا بنفسى لهم وجوها يودّ ***** البدر منها لو استمد السناء٢
١ - حق اين است كه خون گريه كنم و اشكم را مانند سيل سرازير نمايم.
٢ - ماتم و بلا در اين واقعه اينقدر زياد است كه گويا دل مشاهد كربلاست.
٣ - سختىهايى كه به آل طه رسيده، همهى سختىها در مقابلش هيچ است.