دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٥٤٩
ناجى خميّس
ناجى بن حمادى بن خميّس حلّى از ادباى معاصر كه به سال ١٣١١ ه. ق. در حلّه به دنيا آمد و پس از طى مراحل آغازين تحصيل به نجف اشرف براى تعليم علوم دينى هجرت كرد و از درس اساتيد بزرگى همچون «مرحوم نائينى» و «ابو الحسنى اصفهانى» بهرهمند گرديد. او بر اثر بيمارى طولانى در سال ١٣٤٩ هجرى درگذشت١.
-*-
١ - ارى النّاس شتّى بات
يجمع أمرهم ***** على الظّلم مسدول من الجهل فاحم
٢ - قد انتكست منها القلوب فأصبحت ***** تروق لعينيها القباح الذّمائم٢
١ - امام حسين (ع): مردم را مىبينم در حالىكه بر گمراهى اجتماع
كردهاند و از دور حق پراكنده شدهاند،
٢ - گويا اين رسم روزگار است كه دلها را از حق دور مىسازد و عهد و پيمان را زشت مىنماياند.
***
١ - إلى اللّه نشكو عندك
اليوم أمرنا ***** و أنت بنا يا صاحب الأمر عالم
٢ - متى تطلع الأيّام منك ابن نجدة ***** تعاف له أغيا لهنّ الضّراغم
٣ - و تبرز من أقمار هاشم طلعة ***** تطير شعاعا فى سناها الغمائم٣
١ - به خدا شكوه مىكنيم كه امر ظهور تو اى صاحب امر به تأخير
افتاده است.
٢ - هنگامىكه روزهاى ظهور تو طلوع كند. اى كمككننده! در آن روز از شيرهاى درنده در امان خواهيم بود.
٣ - و از نسل هاشم مردى ظهور مىكند كه شعاع نورش ابرها را كنار مىزند.
***
و يوم حسين ليس يحصيه
ناثر ***** و لم يستطع تعداد بلواه ناظم٤
روز حسين روزى است كه هيچ نوحهگرى و هيچ زبانى نمىتواند عظمت
مصيبت آن را بيان نمايد.