دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٧١
طلائع بن رزيك
ابو الغارات، ملك صالح نصير الدين، طلائع بن رزيك، ابن صالح ارمنى١ به سال ٤٩٥ (ه. ق) در آذربايجان متولد شد. اصل او از شيعيان عراق است. وى فقيهى ممتاز و اديبى نكتهبين و قافيهپرداز و وزيرى دادگستر بود.
ملك صالح وزير الفائز باللّه خليفه فاطمى بود كه دولت فاطميان از حسن تدبيرش در سياست رعيت و انتشار امنيت و دوام صلح و صفا به استحكام و قدرت رسيد و خود در شمار ملوك بود كه به لقب «ملك صالح» نامور شد.
وى در همهى فضايل و آداب دينى و دنيوى شايسته بود و خودباختگى در ولاى ائمه اطهار (ع) و نشر آثارشان و دفاع از حريمشان را با دست و زبان و نظم و نثر انجام مىداد. اشعار شيوا و رسايى دارد كه گواه فضل بىكران و اعتقاد او به مذهب شيعه مىباشد.٢
ابن خلكان گويد: «وى در ايام خلافت الفائز باللّه متصدى وزارت شد و مستقلا عهدهدار امور سياست و تدبير كار دولت شد و مردى صاحب فضل و دوستدار اهل فضل بود همچنين دستى بخشنده داشت و خوشبرخورد و نيكو نيز بود.»٣
تأليفى به نام «الاعتماد در ردّ بر اهل عناد» دارد كه متضمن امامت على (ع) است. ديوانش دو جلد مىباشد كه در فنون مختلفه شعر مهارت خود را نمايان نموده است. ١٤٠٠ بيت از اشعارش در مدح و ثناى اهل بيت (ع) است كه علامه سيد احمد عطّار كليهى اشعار او را در كتاب «رائق» ثبت گرديده است.٤
روز دوشنبه نوزدهم ماه مبارك رمضان سال ٥٦٦ ه ق در دهليز كاخش بىخبر مورد هجوم قرار گرفت و كشته شد، و در كاخ وزارتخانهى قاهره، به خاك سپرده شد. بعدها پسرش ملك عادل كه بنا به وصيت پدر جانشين او شده بود، در نهم صفر سال ٥٥٧ هجرى تابوت پدر را از قاهره به مزار تازه بنيانى كه در «قرافه» ى مصر براى او تأسيس شده بود منتقل كرد.٥
***
١ - يا امّة سلكت ضلالا
بيّنا ***** حتى استوى اقرارها و جحودها
٢ - قلتم: ألا إنّ المعاصي لم تكن ***** ألاّ بتقدير الإله وجودها
٣ - لو صحّ ذا كان الإله بزعمكم ***** منع الشريعة أن تقام حدودها
٤ - حاشا و كلاّ أن يكون إلهنا ***** ينهى عن الفحشاء ثمّ يريدها٦
١ - اى امتى كه آشكارا به راه ضلالت رفتى، اعتراف و انكارت يكسان
بود.
٢ - گفتيد: معاصى جز به تقدير خداى جهان چهره نگشود.
٣ - اگر چنين باشد، خداى شما خود مانع اجراى فرمان خواهد بود.
٤ - حاشا و كلاّ كه پروردگار ما از كبيره و فحشا نهى كند و هم خواهان آن باشد.
***