دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٧
٢٤ - بنو المصطفى تفنون
بالسيف عنوة ***** و يسلمنى طيف الهجوع فأهجع؟
٢٥ - ظلمتم و ذبّحتم و قسّم فيئكم ***** و جار عليكم من لكم كان يخضع
٢٦ - فما بقعة فى الأرض شرقا و مغربا ***** و إلاّ لكم فيه قتيل و مصرع١
٢٤ - اى فرزندان مصطفى! با شمشير بر شما حمله كنند و من به خواب
آرام رفته، شب استراحت كنم؟
٢٥ - شما را ستم كنند، بكشند و اموالتان تقسيم گردد و در برابر اين همه جور و جفا چه كس بر شما خضوع كند و حق شما را ادا نمايد؟
٢٦ - هيچ سرزمينى در شرق و غرب نباشد مگر اينكه كشتهاى از شما يا به خاكافتادهاى در آن باشد.
***
مرثيهى حسين شهيد (ع):
١ - اعاتب عينى إذا
أقصرت ***** و أفنى دموعى إذا ماجرت
٢ - لذكراكم يا بنى المصطفى ***** دموعى على الخطّ قد سطّرت
٣ - لكم و عليكم جفت غمضها ***** جفونى عن النوم و استشعرت
٤ - امثّل أجسادكم بالعراق ***** و فيها الأسنّة قد كسّرت
٥ - أمثّلكم فى عراص الطفوف ***** بدورا تكسّف إذ أقمرت
١ - هرگاه از گريه چشمانم كوتاهى كند، توبيخش كنم و چون سرشكم جارى
شود تا پايان بگريم.
٢ - به ياد شما اى فرزندان مصطفى سرشكم به چهره رقم كشيده است.
٣ - براى شما و بر شما پلكهايم از بهم آمدن سر باززده نخوابيد و هشيار مانده است.
٤ - من براى پيكرهاى شما كه در عراق نيزهها بر آنها كارگر شده، خوردش كرده، تشبيهى ندارم.
٥ - و شما را در عرصهى كربلا، به ماههاى درخشندهاى كه كسوف كند
مانند كردهام؟
٦ - غدت أرض يثرب من
جمعكم ***** كخطّ الصحيفة إذ أقفرت
٧ - و أضحى بكم كربلا مغربا ***** كزهر النجوم إذا غوّرت
٨ - كأنّي بزينب حول الحسين ***** و منها الذوائب قد نشّرت
٩ - تمرّغ فى نحره وجهها ***** و تبدي من الوجد ما أضمرت
١٠ - و فاطمة عقلها طاير ***** إذ السوط في جنبها أبصرت
٦ - ديگر سرزمين مدينه از جمع شما خالى شد مانند لوحهاى است كه
خطوطش را بزدائيد.
٧ - و زمين كربلا با شما عملى كرد، مانند درخشنده ستارگانى كه فرو ريزد.
٨ - گويا زينب را مىبينم گرد حسين با گيسوانى پريشان است.
٩ - صورت به رگهاى بريده گردنش فرو برده و آه و ناله از دل دردمندش بيرون مىدهد.
١٠ - و مىبينم فاطمه را حيران است وقتى تازيانه به پهلوى زينبش مىخورد.