دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧
حويزى در «نور الثقلين» و علامه مجلسى در «بحار الانوار» (ج ١٢، ص ١٢٤-١٢٥)، طبق حديثى كه در «عيون اخبار الرضا» از امام رضا (ع) روايت شده است، نقل كردهاند كه در اينجا مراد از ذبح عظيم حضرت امام حسين (ع) است كه از ذريهى ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام است، و او قربانى عظيمى بود كه جانشين و فديهپذير ذبح اسماعيل (كه در آخرين لحظات به امر و وحى الهى انجام نگرفت) قرار گرفت.
[براى تفصيل در اينباره نگاه كنيد به مقالهى «ذبح عظيم» نوشته راقم اين سطور در كتاب «قرآنپژوهى» يا در «دايرة المعارف تشيع»].
٧) در تفسير و تأويل «لؤلؤ و مرجان» آيات ١٩ تا ٢٢ «سوره الرحمن» چنين است:
(مَرَجَ اَلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيٰانِ. بَيْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ يَبْغِيٰانِ. فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اَللُّؤْلُؤُ وَ اَلْمَرْجٰانُ)، (دو دريا را كه به هم مىرسند درآميخت. در ميان آنها برزخى كه به همديگر تجاوز نكنند. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟ از آن دو درّ و مرجان بيرون مىآيد).
مفسران براى دو بحر معناهاى مادى و معنوى متعددى ياد كردهاند. اما طبرسى در «مجمع البيان» و ميبدى (اهل سنت با گرايش عرفانى و شيعى) و شيخ ابو الفتوح رازى در تفسيرهايشان مىنويسند كه از سلمان فارسى و سعيد بن جبير و سفيان ثورى نقل شده است كه مراد از بحرين حضرت على و فاطمه عليهما السلام، و مراد از برزخ حضرت رسول (ص) و مراد از لؤلؤ و مرجان حسن و حسين عليهم السلام هستند.
٨) در شأن نزول آيه ابرار و ايفاء به نذر و اطعام طعام:
آيات ٥ تا ٨ سورهى انسان (دهر) از اين قرار است: (إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كٰانَ مِزٰاجُهٰا كٰافُوراً...) (بىگمان نيكان از جامى كه آميزهى آن كافور است، مىنوشند. چشمهاى كه بندگان [درستكار] خداوند از آن مىآشامند، هرگونه بخواهند روانش مىكنند. آنان به نذر خود وفا مىكنند و از روزى كه شرّش دامنگستر است، بيم دارند. و خوراك را با وجود دوست داشتنش به بينوا و يتيم و اسير اطعام مىكنند)
اين آيات به تصريح مفسران شيعه و اهل سنت دربارهى حضرت على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام، و فضّه خادمهى آنان نازل شده است. علاوه بر مفسران شيعه (از قدما: قمى، طوسى، طبرسى، ابو الفتوح) مفسران اهل سنت هم (از قدما: ميبدى، زمخشرى و فخر رازى) به آن اشاره كردهاند. از آن ميان قول زمخشرى (سنّى معتزلى قرن ششم هجرى) را نقل مىكنيم: «از ابن عبّاس، رضى اللّه عنه نقل شده است كه حسن و حسين بيمار شده بودند. رسول اللّه همراه با تنى چند، از آنان عيادت كردند و [خطاب به على] گفتند اى ابو الحسن خوب است براى تندرستى فرزندانت نذر كنى. على و فاطمه و فضّه خادمه آنان نذر كردند كه اگر آن دو شفا يابند، سه روز روزه بگيرند. آن دو شفا يافتند و [آن خانواده] چيزى نداشتند. على از شمعون يهودى خيبرى سه صاع جو قرض كرد. فاطمه يك صاع را آسياب كرد و به تعدادشان پنج قرص نان پخت. نانها را در ميان گذاشتند كه افطار كنند. سائلى برآمد و گفت اى اهل بيت محمد سلام بر شما، مسكينى از مساكين مسلمان هستم، به من خوراكى دهيد كه خداوند به شما از مائدههاى بهشتى دهد. او را بر خود مقدم داشتند و نانها را به او بخشيدند. و فقط با آب روزههاى خود را گشودند، و فرداى آن روز نيز با همان وضع روزه گرفتند. چون شب شد و غذا به ميان آوردند، يتيمى بر در آمد، آن غذا را هم به او بخشيدند؛ و در روز سوم [كه به همان ترتيب روزه داشتند] اسيرى پيدا شد، و همان معامله را تكرار كردند. و چون صبح شد على، رضى اللّه عنه، دست حسن و حسين را گرفت و به نزد پيامبر (ص) رفتند. چون ايشان همراه آنان به