دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٦٤٨
حسين سليم عسيلى
حسين سليم عسيلى به سال ١٩٣٢ ميلادى در قريه «رشاف» لبنان به دنيا آمد و در خانوادهاى فقير پرورش يافت. به مدرسه جعفريه وارد شد و پس از طى دوره متوسّطه به دانشگاه لبنان رفت و در سال ١٩٦٤ ميلادى در رشته حقوق و سپس در مقطع فوق ليسانس عربى در سال ١٩٨٠ ميلادى فارغ التحصيل گرديد. برخى از آثار او چنين است: «تعذبنى شمس الجنوب»، «مرايا الجراح».
-*-
١ - إيه بنت الحسين أرض
الرّجوله ***** أنت شمس على الرّمال خجوله
٢ - أنت لوّنت فى دمائك جرحا ***** مهره الصّبر و الدّموع النّبيله
٣ - إيه «بدياس» فى ترابك فيض ***** و ترىّ الغناء عذب السّيوله
٤ - فدماء الشّهيد تكتب حرفا ***** يأسر الشّمس بالرّياح العليله
٥ - إيه «حومين» صفحة من عذاب ***** و سراب ينسى الخليل خليله١
١ - سرزمينهاى جنوب لبنان فرزندان حسين هستند و تو مانند خورشيدى
هستى كه بر شنهاى خجالتزدهى آن تابيدهاى!
٢ - تو در خونت جراحتى است كه مهر آن صبر و اشك است.
٣ - و «بدياس» و «حومين»٢ و ديگر قريههاى جنوب، كربلايى دوباره آفريدهاند
٤ - و خون حسين (ع) براى دفاع از حقّانيّت آنان بار ديگر به جوشش آمده است.
٥ - پس خون شهيدان حرفى را مىنويسند كه در همهى زمانها تابندگى دارد.
***
٦ - ايه حوراء٣ أترعى الكأس خمرا ***** و تعالى ندوّخ الصّا مدينا
٧ - فجنان الخلود رهن لشعب ***** شهر السّيف و ازدرى الواعظينا٤
٦ و ٧ - حوراء جام را از شراب كربلايى پر ساز و به كام مقاومان
بريز تا آنها به پيروزى رهنمون گردند. ملت لبنان با ديدن اين رمز قيام شمشيرها را
از نيام بركشيدند و دشمن را شكست دادند.